و در قاموس مذكور است : « زَمَرَ يَزْمُرُ ، غنّى في القصب » « 1 » حاصل كه قارى قرآن مثل نائى باشد كه علامات قيامت ظاهر شود .
هفدهم :
محمد بن يعقوب در كافى و شيخ ابو جعفر ، هر دو روايت كردهاند از سعيد بن محمد طاطرى از پدرش كه گفت : سؤال كرد مردى از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در باب فروختن كنيزان مغنّيه ، حضرت فرمودند كه : خريد و فروش آنها حرام است و تعليم غنا دادن به آن كنيزان ، كفر است و شنيدن غناى ايشان نفاق است . « 2 »
هجدهم :
حسن بن على وَشّاء از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه از آن حضرت سؤال كردند در باب خريدن كنيزك مغنّيه ، فرمودند كه گاه مىباشد از براى مرد ، جاريهء مغنّيهاى كه آن جاريه ، آن مرد را به لهو مىاندازد ، قيمت همچنين كنيزكى مثل قيمت كلب است و قيمت كلب حرام است ، و سزاى حرام آتش است . « 3 » مخفى نماند كه مراد ، كلب هراش است ، يعنى سگى كه در كوچه خوابيده و نفعى نمىرساند و الَّا قيمت سگ شكارى و گلَّه و آنكه حفظ و حراست زراعت و باغ و خانه مىكند ، حرام نيست .
نوزدهم :
نضر بن قاموس روايت كرده گويد : شنيدم از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمودند : مغنّيه ملعون است و معلون است . « 4 »
هامش
« 1 » القاموس المحيط ، ص 513 ، « زمَر » .
« 2 » تهذيب ، ج 6 ، ص 356 ، ح 1018 ؛ استبصار ، ج 3 ، ص 61 ، ح 201 ؛ كافى ، ج 5 ، ص 120 ، ح 5 .
« 3 » كافى ، ج 5 ، ص 120 ، ح 4 ؛ تهذيب ، ج 6 ، ص 357 ، ح 1019 ؛ استبصار ، ج 3 ، ص 61 ، ح 202 .
« 4 » كافى ، ج 5 ، ص 120 ، ح 6 ؛ تهذيب ، ج 6 ، ص 357 ، ح 1020 ؛ استبصار ، ج 3 ، ص 61 ، ح 203 .