- امراض نفسانى و خلوص نيت در عبادات .
- نحو ، صرف ، محسّنات گفتار و لغت .
- معاملات و حيله هاى معاملاتى و عادات تجّار در شيوهء كارشان .
- سياستها ، و غير اينها .
ذهن مستعد براى فهم همهء امور گوناگونى كه ذكر كرديم - و امورى كه ذكر نكرديم - اندك است . از اين رو شخص غير مستعد ، چهرهء اين علم را دگرگون مىكند و زمانى آن را به سوى فلسفه مىكشاند ، زمانى به سوى ادبيات ، و در وقتى ديگر به سوى آنچه متناسب با انديشهء اوست و در جهت فهم و ضمير اوست : « كلّ ميسر لما خلق له ؛ هر كه را از بهر كارى ساختند » .
فقيه بايد حافظهء قوى ، دقت نظر و درك جان كلام مخاطب را در خود جمع داشته باشد و اينها صفاتى است كه غالبا در يك ذهن گرد نمىآيد . . .
هدف من از اين زياده گويى آن است كه مبادا حسد تو را بدان سوى كشد كه - نعوذ باللَّه - بر فقها خرده بگيرى و آن اشتهار ايشان در مشرق و مغرب زمين و موقعيت مهمشان در دلها را اغراقآميز بدانى و در نتيجه گامهايت بلغزد . . . « 1 » .
آرى ، به دليل همين مشكلات ويژهء فقه از يك سو ، و شأن و اعتبارى كه فقيه در جامعه اسلامى دارد از سوى ديگر ، عالم وارسته مرحوم مولى احمد نراقى ( طيّب اللَّه ثراه ) گويد :
هر كه خواهد خود به اجتهاد مسائل را بفهمد ، بايد علم به صحت اجتهاد خود حاصل كند و فريب نفس و شيطان را نخورد و به محض فراگرفتن مسائلى
هامش
« 1 » كيهان فرهنگى ، شمارهء 39 ( خرداد 1366 ) ص 35 - 36 ، « ياد و يادگارى از مرحوم حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى » ؛ نور علم ، شمارهء 50 - 51 ( فروردين - تير 1372 ) ص 138 - 149 ، « پندهاى استاد » .