تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
خود در نخستين روز اعلان جهاد به اردوگاه رفت ، رساترين حجتى بود كه براى بسيج مردم به كار برد . ( 1 ) واحدهاى سپاه نخيله را نيكمردان از اصحاب و شيعيان وى و پدرش و جمعى از ديگر مردم تشكيل دادند . مغيرة بن نوفل نيز با شور و نشاط ، مردم را به كوچ كردن به نخيله بر مىانگيخت . تظاهرات فراوان و جشنهاى پرشكوه هفته‌ى بيعت ، در هر كسى اين انتظار را بوجود مىآورد كه حتى يك نفر در كوفه دعوت امام را رد نكند و همه بدون استثناء به اردوگاه كوچ كنند . ولى اين انتظار بر آورده نشد ! حتى گردانهاى مجهزى كه امير المؤمنين على عليه السلام كمى پيش از وفاتش براى حمله به شام آماده كرده بود - و آنان را چهل هزار جنگجو نوشته‌اند - وحدت و پيوستگى خود را از دست داده و اكثر آنان سر از فرمان پيچيده بودند و بيشتر سلاح داران كوفه نيز در كاهلى و نافرمانى با آنان همراه شده بودند . رؤساى دو رنگ و دو روى كوفه در اين لحظه‌ى حساس كه ساعت عمل فرا رسيده بود ، بيش از همه فعاليت مىكردند . روايات تاريخى از « حارث همدانى » كه شاهد واقعه بوده است چنين نقل مىكنند : آنها كه مىخواستند حركت كنند ، با حسن بن على بيرون رفتند و خلق انبوهى در شهر باقى ماندند و به عهد و پيمان خود وفا نكردند و او را هم مثل امير المؤمنين فريب دادند . . ده روز در نخيله مكث كرد ، در اين مدت فقط چهار هزار نفر گرد او جمع شدند ؛ اين بود كه به كوفه بازگشت تا مردم را كوچ دهد و خطبه‌ئى را كه در آن مىگويد : « مرا فريفتند همچنانكه خليفه‌ى پيشين را فريفته بوديد . . »