( 1 ) اما اين گروه بازماندگان جاهليت - همچون ديگر طرفداران نظام طبقاتى - به محافظهكارى و پيروى از عادتهاى پدران و نياكان و نظامهاى پوسيده و كهن و روشهاى ظالمانه ، خو گرفته بودند .
اينها در آغاز ظهور دين جديد ، در صف سر سختترين دشمنان آن قرار داشتند و بعدها كه از گردن نهادن به آن گريزى نداشتند ، آن را به چشم ابزارى براى رسيدن بدنياى خود مىنگريستند .
در سايهء شوم اين انگيزهها ، هدف دين پايمال شد و جامعه از سير تدريجى و منظم بسوى اصلاحات مورد نظر ، بازماند . مردم بمطامع دنيوى سرگرم شدند و « دين لقلقهاى بر زبانشان گشت كه تا گذران زندگى از آن نگاهدارى مىكردند اما در هنگامهى بلا آن كس كه ديندار بماند كم بود » . .
( 2 ) اما آل محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) رسالتى اهمالناپذير داشتند .
اين رسالت ، نجات مردم بود نه سود شخصى ، و برپا داشتن اردوگاه دين بود نه آراستن مسند قدرت خود ، و پاسدارى معنويات بود نه حفاظت منافع اختصاصى .
و چون معاويه ، تا بوده همواره دشمن اين هدفها و معارض مناديان اين اصلاحات بوده و بالاخره هم با سركشى و طغيان ، از جامعهى مسلمين كناره گرفته و هوس حكومت در جان او ريشه دوانيده و منافع شخصى در ادراك و روش او اثر گذارده ، ناچار ميبايد حسن بن على نيروى تودههاى مسلمان را بر ضد او بسيج كند و او را به حكومت الهى بطلبد . . و خدا بهترين حكم كنندگان است .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 114
مساهمون: السيد الخامنئي
ص١١٤