ومن شعره الفارسي قوله :
از گفتهء مصطفى إمام است سه چار * از روي چه گوئي كه امام است چهار
نشناسي اگر سه چار حق را ناچار * خواهى بعذاب ايزدى گشت دو چار
دليل رفعت شأن علي اگر خواهي * باين كلام دمى گوش خويشتن ميدار
چو خواست مادرش از بهر زادنش جائي * درون خانه خاصش بداد جا ستار
پس آن مطهرة با احترام داخل شد * در آن مقام مقدس بزاد مريم وار
برون چو خواست كه آيد پس از چهارم روز * ندا شنيد كه [ نامش برو على بگذار ]
فداى نام چنين زادهء بود جانم * چنين امام گزينيد يا أولى الأنصار
ومن رباعياته :
أي مانده ز كعبهء محبت مهجور * افتاده ز راه مهر صد منزل دور
با حب عمر دم مزن از مهر نبي * كي جمع توان نمود با ظلمت نور ؟
وله :
بما رسيده حديث صحيح مصطفوي * كه هست بعد پيمبر امام هشت وچهار
كسى نكرده زامت بدين حديث عمل * بغير پيرو آل وأئمهء أطهار
وله :
أي طالب علم دين ز من گير خبر * تا چند دوى در بدر اى خسته جگر
خود را برسان بشهر علم أي غافل * شو داخل آن شهر وليكن أز در
وله :
نبي چو وارد ( خم ) گشت بر سر منبر * خليفه كرد علي را بكفتهء جبار
نهاد بر سر أو تاج وال من والاه * زامتش بكرفت از براي وي اقرار
وليك آنكه به بخبخ نمود تهنيتش * بكرد از پى اقرار خويشتن انكار
فتاد بر سر حارث زغيب سنك قضا * چو گشت منكر نص غدير آن غدار
ومن رباعياته :
از دورى راه خويشتن يادى كن * آماده ز بهر سفرت زادي كن
از بي كسى مردن خود ياد آور * در ماتم خود نشين وفريادى كن
الغدير — صفحة 322
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٢٢