اختلافى بزرگ دارند .
جيجل بمعنى دور است و در سريانى آن را غيغل گويند كه با كلمهء محزور مرادف است .
سزاوارتر اين است كه ما همان اصطلاحاتى را كه هر طبقه مواضعه كردهاند ذكر كنيم .
نصارى محزور كبير را اينديقوطيا نامند ولى چون اين واژه سنگين است ، آن را جيجل بزرگ نام مىگذاريم .
سبب اختلاف يهود با ترسايان اين است كه به عقيده يهود سال دهم محزور ، سال اول تاريخ اسكندر است ولى ترسايان مىگويند كه سال سيزدهم محزور سال اول اسكندرى است .
بيان مطلب آن است كه طايفهاى از نصارى ميان آدم و اسكندر را پنج هزار و شصت و نه سال دانسته و برخى ديگر پنج هزار و هشتاد و يك سال و اين قول اخير نزد اهل تحصيل و تحقيق مشهور است و بيشتر مسيحيان هم بر اين راىاند و خالد بن يزيد بن معوية بن ابى سفيان كه نخستين فيلسوف اسلامى است چنين مىگويد و درباره خالد گفتهاند ، كه از همان غارى كه دانيال علم خود را استخراج كرد او هم از همان غار علم خويش را استخراج نمود ، و اين همان غار است كه آدم ابو البشر آنچه را كه ميدانست در آنجا به وديعت نهاد و گفتهء خالد اين است :
و فى تمام العشر من اعوام * الى ثلث معها تمام
و مائة معدودة قد جمعت * الى الوف سدست و نظمت
اظهر دين ربه الاسلاما * فالتام بالهجرة و استقاما
هجرت در سال نهصد و سى و سه اسكندرى بوده
بيان شعر آن است كه هجرت در سال نهصد و سى و سه اسكندرى واقع گشت و چون اين مقدار را از مجموع تاريخ عالم كه شش هزار و صد و سيزده باشد كم كنيم پنجهزار و صد و هشتاد سال باقى مىماند .