مىنامند .
مايهل يونيهل يوليهل اغستل
ستنبرل اكتوبرل نونبرل دخيمبرل
ينيرل فيريرل مرسهل ابريرل
سپس پنج روزهايى است كه در آخر سال ملحق مىشود .
ماههاى رومى و طرز كبيسهى آن
اما ماههاى روميان همواره دوازده ماه است و نامهاى آن بدين قرار است .
ينواريوسلا فبراريوسكح مرطييوسلا افليريوسلا
ماييوسلاس يونيوسلا يوليوسلا اغسطسلا
سبطمبريوس طمبريوسلا نوامبريوسلا دميريوسلا
پس رويهمرفته ايام سالهاى ايشان سيصد و شصت و پنج روز مىباشد و چون در هر چهار سال چهار ربع روز مىشود يك روز تام به فبراريوس مىافزودند پس اين ماه در هر چهار سال 29 روز مىشد .
چيزى كه روميان را بر اين وادار كرد كه سالها را كبيسه كنند اين است كه يوليوس كه ملقب بدقطيطير بود و او كسى است كه در زمانهاى گذشته و پيش از موسى ( ع ) بر ايشان سلطنت داشت و براى روميان شهور را او چنين قسمت كرد و اين نامها را بر آن گذاشت امر فرمود كه در 1461 سال از چهار يكهاى سال يك سال تام تشكيل دهند و روميان امر او را اطاعت كردند و اين سال را كبيسه كبرى گفتند و آن كبيسه را كه در هر چهار سال مىباشد كبيسه صغرى ناميدند .
و اين كبيسه صغرى را پس از اينكه مدتهايى از زمان مرگ آن پادشاه گذشت شروع كردند و مدار امر ايشان بر هفته است چنانچه گفتيم .
عقيدهى حساب كتاب مأخذ المواقيت در طرز كبيسهى روميان
صاحب كتاب مأخذ المواقيت بر اين گمان شده كه آن دستهاى از روميان و غيره كه چهاريكها را كبيسه مىكردند هنگامىكه آفتاب در برج حمل داخل مىشد اين