تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الإله في ترجمة القاضي نور الله — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
حيدر ميرزا ومحافظت تركان محظورى چند بود كه بيم جان بود از خدمت مير التماس نمودم كه مرا از آن خدمت خلاص سازند وخدمت مير فرمودند كه حضرت شاه را با تو انتقاد تمام است اين التماس به درجه قبول نمىافتد بناچار جهت خلاصي خود را بيمار ومحنت دار ظاهر ساخت وتا يكسال حال بدين منوال بود وشاه دين پناه از خدمت مير أحوال مىپرسيدند واظهار كلفت از تضييع أوقات سلطان حيدر ميرزا مىنمودند ومير عذر بيمارى مرا مىگفتند تا آنكه بعد از يك سال سيادت وأفادت پناه مير فخر الدين سماكى كه از أفاضل تلامذه مير غياث الدين منصور بود از سبزوار به اردوى معلى آمد وخواهر زاده أو مير محمد مؤمن كه جوانى فاضل بود با أو همراه بود پادشاه دين پناه از من مأيوس شده تدريس اردو را به مير فخر الدين عنايت كردند وتعليم سلطان حيدر ميرزا به مير محمد مؤمن ومن بعد از اندك وقتي اظهار صحت نموده التماس رخصت زيارة مشهد مقدس وتدريس آنجا نمودم وفرمان عاليشان در باب تدريس ووظيفة من صادر گرديد ومرتبه ديگر بشرف زيارة آن مرقد منور فائز شدم وقرار دادم كه در اين مرتبه ترك درس وبحث علوم عقلية نموده اجتهاد در مسائل شرعيه را نصب العين خاطر سازم . والد مرحوم نور الله مر قده در حاشية شرح هدايه فرموده كه " ان في أوان مجاورتنا للمشهد المقدس الرضوي على مشرفها الف سلام وتحية قدم عدة مستعدة من أبناء بعض أفاضل