در ميان باشد به گزاف سخن بسيار مىسرايند . با وجود اين چنين مىنمايد گفتهشان در اين مورد خاص دور از حقيقت نيست . زيرا اروپاييان ساكن اصفهان قيمت يك دانه مرواريد الماس يكى از جقههاى شاه را دويست تا سيصد هزار ليور دانستهاند ، و اگر ياقوت درشتى را كه يكى از خواجهها به فرمان شاه فقيد در مازندران به من نمود و به قول او به صورت بيضى شكلش صد و شصت قيراط وزن داشت بر اين تاج نشانده باشند با شمشير و خنجر قيمتشان از آنچه آن بزرگ به من گفته بود ، كمتر نبود .
بارى ، تاج و شمشير و خنجر را نزديك تخت نهاده بودند ، روى آنها را با پارچهء گران قيمتى پوشانده بودند . پادشاه در حالى كه پس از بيرون شدن از گرمابه گرانبهاترين لباسهاى معمول خود را بر تن آراسته بود ، در جايى كه خاصّ وى آراسته بودند نشست ، از آن پس كسانى كه اجازهء شركت در مراسم تاجگذارى داشتند وارد تالار شدند و بدين ترتيب قرار گرفتند . در طرف راست پادشاه كمى عقبتر آقاناظر با سمت مهترى در حالى كه جعبهء زرين مرصّعى به كمرش بسته بود حضور داشت .
در اين جعبه مقدارى دستمال و عطر نهاده بود تا هر وقت شاه بخواهد تقديم كند .
اندكى دنبالتر شش نوجوان گرجى به سن پانزده شانزده سال كه همه خواجه ، و همانند ديگر پسر بچههاى آن سرزمين در نهايت زيبايى و دلارايى بودند به صورت نيمدايره ، در حالى كه دستشان را روى سينهشان نهاده بودند پشت سر و طرفين شاه بىحركت ايستاده بودند . لباسشان پارچهء سيمين تارى بود كه نقشهاى زرين داشت .
به دنبال اين گروه نوجوانان گرجى ، اندكى دور تر از آنان ، گروهى از خواجگان سياه كهن سال در حالى كه تفنگهاى گوهرنشان بر دست داشتند هلال وار پشت سر شاه بر پاى بودند .
در طرف چپ شاه كه به شرحى كه در كتاب ديگرم ياد كردهام در نظر ايرانيان محترمتر از طرف راست است به ترتيب محمد مهدى نمايندهء صدر اعظم ، نمايندهء جمشيد خان رئيس كلّ قشون ، نمايندهء مقصود بيگ ناظر ، ميرزا صدر الدين منشى اوّل كل كشور ، امير حمزه ميرزاى داروغهء اصفهان و توابع ، و در آخر ميرزا رفيع كه ميان بزرگان به فضل و دانش موصوف و معروف است ، نشسته بودند .
در طرف راست نخستين جا اختصاص به بوداق سلطان تفنگچى باشى شاه داشت كه چون در حضور سلطان ايستاده و آمادهء خدمت بود جايش خالى مانده بود .
پس از آن محمد قلى خان ديوان بيگى نشسته بود . سپس دو جا يكى براى منجم باشى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1642
مساهمون: ژان شاردن
ص١٦٤٢