به خداوند خوش گمان نبوده جز اينكه خداوند در نزد گمانش حاضر است [ و با او به خوبى رفتار مىكند ] و هيچ بندهاى به خداوند بدگمان نبوده جز اينكه خداوند در نزد گمان وى حاضر است [ و او را به بدى كيفر مىدهد ] و اين همان معناى گفتار خداوند عزّ و جلّ است كه مىفرمايد : « و اين گمان بدى بود كه به پروردگارتان داشتيد و همان موجب هلاك شما شد پس از زيانكاران گرديديد » « 1 » .
147 - راوى از امام رضا عليه السّلام روايت كند كه حضرت به من فرمود : گمان نيكو به خداوند داشته باش زيرا خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : من در نزد گمان بندهام حاضرم پس بندهام جز گمان خير به من نداشته باشد .
148 - ابن رئاب گويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه فرمود : در روز قيامت بندهاى كه به خويشتن ستم نموده آورده مىشود پس خداوند مىفرمايد : آيا تو را به طاعت و فرمانبردارىام امر نكردم ؟ آيا تو را از نافرمانىام نهى نكردم ؟ بندهء گنهكار گويد : درست است اى پروردگار من ! ولى شهوتم بر من چيره شد پس اگر مرا كيفر دهى به خاطر گناهى است كه مرتكب شدهام و به من ستم روا نداشتهاى .
پس خداوند دستور مىدهد كه او را به سوى آتش برند . بندهء گنهكار مىگويد : اى خداى من ! گمان من به تو چنين نبود . خداوند مىفرمايد : مگر چه گمانى به من داشتى ؟ مىگويد : خدايا من به تو نيكوترين گمان را داشتم . پس خداوند امر مىكند كه او را به سوى بهشت برند و مىفرمايد : حقّا كه گمان نيكوى تو به من امروز به تو سود بخشيد .
17 - باب استحباب نكوهش نمودن نفس و ادب كردن و دشمن داشتن نفس
149 - حسن بن جهم گويد : از امام رضا عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : مردى از بنى اسرائيل خداوند را چهل سال عبادت كرد سپس قربانىاى به درگاه خدا نمود و قربانى او پذيرفته نشد پس با نفس خود چنين گفت : اى نفس ! آنچه كه به من رسيده نيست مگر از جانب تو و گناهى نيست مگر از آن تو . پس خداوند عزّ و جلّ به سوى او وحى فرستاد كه : اين نكوهشى كه از نفس خود نمودى از عبادت چهل سالهات برتر است .
150 - امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى اسيران خواهش نفسانى ! ميل نفس را كوتاه كنيد زيرا كسى را كه به دنيا دل بسته است بجز صداى دندانهاى حوادث دنيا چيز ديگرى او را نمىترساند ، اى مردم از درون خود عهدهدار ادب كردن نفسهاى خود شويد و نفسهاتان را از درندهخويى و حريص بودن بر عادات دنيا باز گردانيد .
هامش
( 1 ) - فصلت / 23 .