تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد النفس ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
296 - عيسى بن مريم عليه السّلام به اصحاب و حواريّون خود فرمود : من از شما خواسته‌اى دارم خواسته‌ام را برايم برآورده سازيد . گفتند : اى روح اللَّه ! خواسته‌ات رواست . پس حضرت برخاست و پاهاى آنان را شست ، آنان گفتند : ما به اين كار سزاوارتريم از شما [ و ما بايد پاهاى مبارك تو را بشوئيم ] حضرت فرمود : همانا سزاوارترين مردم در خدمتگزار بودن ، شخص عالم است و من در برابر شما اين گونه تواضع نمودم تا شما نيز پس از من همانند تواضع مرا در ميان مردم داشته باشيد . سپس فرمود : علم و حكمت به وسيلهء تواضع آباد مىشود نه با تكبّر و همچنين است كه در دشت گياه مىرويد نه در كوه سخت .

31 - باب استحباب تواضع در خوردن و نوشيدن و مانند اينها

297 - امام صادق عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در شبانگاه پنجشنبه‌اى در مسجد قبا افطار نمود پس فرمود : آيا نوشيدنىاى هست ؟ پس اوس بن خولى انصارى كاسه‌اى بزرگ شير آميخته شده با عسل را به خدمت حضرت آورد . حضرت كاسه را به دهان مبارك نزديك فرمود و سپس آن را كنار گذاشت و فرمود : اين دو نوشيدنى است كه مىتوان به يكى از اين دو اكتفا نمود ، من نه آن را مىنوشم و نه تحريم مىكنم ولى به خاطر خدا تواضع مىكنم زيرا كسى كه به خاطر خدا تواضع كند خداوند او را بالا مىبرد و كسى كه تكبّر ورزد خداوند او را به زير مىكشد و كسى كه در زندگانيش ميانه روى پيشه كند خداوند روزىاش مىبخشد و كسى كه اسراف كند خداوند محرومش مىسازد و كسى كه زياد مرگ را ياد كند خداوند او را دوست مىدارد . 298 - امام صادق عليه السّلام فرمود : امام سجاد عليه السّلام در حالى كه بر الاغى سوار بود به گروهى كه بيمارى خوره داشتند و در حال چاشت خوردن بودند گذر كرد آنان حضرت را به چاشت دعوت كردند . حضرت فرمود : اگر روزه نبودم دعوت شما را اجابت مىكردم . [ حضرت از آنان خداحافظى نمود ] و وقتى كه به منزل رسيد دستور داد غذايى آماده كردند و فرمود كه آن را نيكو بپزند سپس آن بيماران جذامى را به طعام دعوت كرد و همراه آنان به خوردن نشست . 299 - على عليه السّلام فرمود : قناعت مالى است كه تمام‌شدنى نيست .