و سنگ كه اشعهى خورشيد هرگز در آنها منعكس نمىشود .
شكّى نيست كه حضرت على عليه السلام در تمام حالات و صفاتش نزديكترين افراد به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود . بلكه بر طبق حديث نور ، هر دو يكى هستند تا جايى كه هيچ يك از پيامبران و مرسلين به اين پايه و درجه نمىرسند ، تا چه رسد به آنانى كه در ذاتشان هيچ يك از صفات حضرت رسول نقشى نبسته و داراى هيچ يك از ويژگىها و خصال آن حضرت نيستند .
4 - كلام دهلوى كه گفت : « اينان كه خلاصه و عصاره اين امّت مىباشند . . . » صريح است در اينكه مىبايست خلفا چيزهايى را از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گرفته باشند كه ديگران نگرفتهاند و على عليه السلام به اين درجهى و الا رسيده است ( به خاطر حديث نور ) . از اين جهت خليفه بلافصل رسول خدا است و خلافت ديگر افرادى كه بر او جلو افتاده و او را كنار گذاردند باطل است .
5 - دهلوى گويد : « پس همانگونه كه صاحب خلافت مخصوص . . . . »
نويسنده گويد : حديث نور نيز بر اين معنى دلالت دارد و گوياى اختصاص اين مقام است براى حضرت على عليه السلام . او در ظاهر و باطن ، بعد از رسول خدا رييس امّت است و ديگران در اين مقام نصيب و بهرهاى ندارند . آنان - هر چند بزرگ و عظيم و باشخصيّت باشند - حق تقدّم بر او را ندارند ، تا چه رسد به كسانى كه بر آن حضرت مقدّم شده و به چنين درجه و مقامى نرسيدهاند .
يازدهم - محمّد صدر عالم
علّامه محمّد صدر عالم را در اين باره گفتارى است طولانى كه در مطلوب ما صراحت دارد و منظور را كاملًا مىرساند . از اين جهت ما تمام عبارات او را در اينجا مىآوريم :
« ابناسحاق ، ابنجرير ، ابنابىحاتم ، ابنمردويه ، ابونعيم و بيهقى همه در كتاب « الدلائل » آوردهاند كه على عليه السلام فرمود : هنگامى كه اين آيه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد :