براى اقوام خودشان ، نسلى بعد از نسل ديگر كه آنان به تصديق و اقرار به آمدن آن حضرت فرا مىخوانند . همانگونه كه ماه نور خورشيد را آشكار مىسازد و با طلوع در شبهاى تاريك ، از آن حكايت مىكند كه نورش را از خورشيد گرفته است ، به گونهاى كه هرگاه خورشيد طلوع كند ظهور و اثرى از نور آن نمىماند . و در اين بيت ، استعاره زيبايى وجود دارد كه بر كسى پوشيده نيست . »
عصام گويد :
« خلاصهى كلام آن است كه آنحضرت مانند خورشيد است و ديگر پيامبران بهسان ستارگان ، كه نورشان هنگامى درخشش دارد كه جهان در تاريكى به سر مىبرد .
هنگامى كه نور آنحضرت آشكار شد ، انوار آنان نابود شدند .
مقصود از اين تشبيه ، آن است كه دين پيامبران تا وقتى فايده مىرساند كه دين آن حضرت آشكار نشده بود . وقتى كه خداوند حضرتش را آشكار ساخت ، دين آن جناب ديگر اديان گذشته و همه آيينهاى پيشين را نسخ كرد . »
سوم - بوصيرى گويد :
محمّد سيد الكونين و الثّقلين * و الفريقين من عرب و من عجم
- محمّد آقاى جهانيان و سرور هر دو گروه عرب و عجم است .
خلاصهى گفتار رومى در شرح اين بيت چنين است :
« حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم به طور مطلق در هر دو عالم هستى ، آقا و بزرگوار و شريفترين جهانيان است ؛ زيرا دينِ مخصوص به خود دارد كه آشكارترين دين راستين است . كتابى دارد كه برترين كتاب نازلشده از سوى خداوند است . خاندان او پاكترين خاندان است و امّت او بهترين امّتها » .
چهارم - بوصيرى گويد :
فاق النبيين في خلق و في خُلق * و لم يدانوه في علم و لا كرم
- بر پيامبران در آفرينش و در اخلاق برترى دارد و در علم و دانش به پاى او نمىرسند .
رومى در شرح اين بيت گويد : « آن حضرت به خاطر شرف طينتش ، پاكى