روى تواضع استغفار كرده و از خداى متعال درخواست فزونى كمالش را دارد .
در اين فراز از گفتار شاعر ، و تسموا . . . تا آخر بيت ، ستايشى بس بزرگ انجام گرفته ، زيرا وى همين مراتب را در حال علوّ و ارتقاء مىبيند ، نه اينكه آنحضرت به وسيله آن مراتب بالا مىرود . زيرا بر طبق عقيدهى حق ، خداوند متعال حضرتش را در عالم امر ، در كاملترين حالتى كه براى يك مخلوق امكان داشته ، آفريده و آنگاه در عالم خلق ، آن حضرت را به صورت تدريج در حال حركت تكاملى قرار داده است .
پس اين مراتب و درجات است كه به آن حضرت تشرّف مىيابد ، نه آنكه حضرتش به آن درجات شرافت يابد ، زيرا روشن شد كه آن حضرت پيش از آمدن به اين دنيا كامل بوده است ، اينك در اين نكته تأمّل كنيد كه بسيار مهم و دقيق است و شارح ابيات از آن غافل بوده است .
صاحب كتاب « الفتوحات الاحمديه » نيز نظير همين عبارات را دارد .
نويسنده مىافزايد : و از آنجا كه على عليه السلام در تمام مراحل با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همراه بود ، اعصار و روزگاران به وجود آقاى ما حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نيز مباهات مىكنند و هر آنچه كه براى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ثابت شود براى آنحضرت نيز ثابت است و ديگر افراد از صحابه رسول خدا همانند فلان و فلان را چه فضيلتى به پايه اين فضيلت است ؟
سوم - بوصيرى گويد :
لك ذات العلوم من الغ * يب و منها لادم الاسماء
علوم غيبى ، در اصل ، تعلّق به حضرتت دارند . آنچه از علم اسماء به آدم داده شد ، بخشى از آن است .
ابنحجر در شرح اين بيت گويد :
[ الاسماء ] مبتدا متأخر است . اسماء جمع « اسم » است و اسم در اينجا كلمهاى است كه دلالت بر معنايى كند ، پس شامل فعل و حرف نيز مىشود . شاعر به اين فضيلت از رسول خدا اشاره كرده با اينكه از فضيلت دارندگى ذات علوم ، اين معنى فهميده مىشود ؛ زيرا خداوند آدم را از فرشتگان ممتاز ساخته به خاطر علومى كه به او آموخته