« طير » ، « ولايت » و « مدينةالعلم » را نپذيرفتهاند ؟ !
از دهلوى شگفت نيست ، زيرا او خود به ضعف آن حديث به طور مجمل اشاره كرده ، ولى تعصّبش او را واداشته كه از هر راهى كه بتواند استدلالات شيعه را ردّ كند .
ولى از شافعى تعجّب مىكنيم كه چگونه اين سخن گزاف را نقل كرده است ! !
13 - حديثِ ساختگىِ ديگرى در فضيلت شيخين
برخى از راويان سنّى حديثى ديگر در فضيلت عمر از ابوهريره نقل كردهاند بدينمضمون كه خداوند حضرت رسول صلى الله عليه و آله را از نورى آفريده و ابوبكر را از نور او خلق كرده و عمر را از نور ابوبكر آفريده است .
اين حديث در نزد محقّقان اهل سنّت ، مجعول و ساختگى است .
اين عين عبارت و كلماتى است كه در اين باره آوردهاند :
سيوطى گويد : ابونعيم در امالى خود از محمّدبن محمّدبن عمروبن زيد به صورت املا ، از احمدبنيوسف ، از ابوشعيب صالحبنزياد ، از احمدبنيوسف منبجى از ابوشعيب سوسى ، از هيثمبنجميل ، از مقبرى ، از ابومعشر ، از ابوهريره ( به صورت مرفوع ) روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
خداوند مرا از نور خودش آفريد و ابوبكر را از نور من و عمر را از نور ابوبكر و امّتم را از نور عمر خلق كرده و عمر چراغ اهل بهشت است .
ابونعيم گويد : اين حديث باطل است . ابومعشر و ابوشعيب متروك مىباشند .
و در ميزان الاعتدال گويد : اين خبر دروغ است . هيچ يك از سه نفر ، آن را نقل نكردهاند و به نظر من آفت حديث در مورد منبجى است كه شناخته نشده است . « 1 »
در كتاب « تنزيه الشريعة » چنين عبارتى آمده است :
هامش
( 1 ) . الموضوعات تأليف سيوطى ، ( خطى ) . بايد دانست كه حديث مرفوع ، حديثى است كه از وسط اسناد ، افرادى را حذف كنند . متروك به آن راوى گويند كه حديث شناسان او را كنار گذاشته باشند . مقصود از سه نفر ، نويسندگان سه كتاب از كتب صحاح هستند . مسلم ، بخارى ، نسائى . ( مترجم )