فصل دوم
كلياتى در باب أصول فقه
استنباط وكشف حكم شرعي وفقهى از منابع ياد شده پيش ، كه گاه در برخى موارد با
يكديگر متضاد ومتعارض نيز هستند داراى نظام وسيستم خاصي است كه در واقع منطق فقه است ،
ودر اصطلاح علم أصول فقه خوانده مى شود . اين علم مجموعه أصول وضوابطى كلى است براي به
دست آوردن حكم مسائل فقهى از منابع آن . بسيارى از اين أصول وضوابط از علوم ديگر مانند
منطق وفلسفه ولغت وكلام گرفته شده ، وبراي استفاده در يك مسير مشخص به ترتيبي خاص با
يكديگر تركيب ، وبه شكلى ويژه منسجم گرديدهاند .
در دوره هاى نخست اسلامى ، رسائلي در اين فن وسيله شيعيان أولية نوشته شده بود كه ياد آن
در مصادر آمده ( 7 ) ، ليكن قديم ترين اثرى كه در اين باب از دانشمندان شيعي در دست است عبارت
است از كتاب ( التذكرة بأصول الفقه ) تأليف شيخ مفيد ، محمد بن محمد بن النعمان البغدادي
( م 413 ) كه كراجكى تلخيصى از آن را در كتاب كنز الفوائد خود درج نموده است ( 8 ) .
پس از آن كتاب بزرگى در أصول فقه از شريف مرتضى علي بن الحسين الموسوي ( م 436 ) در
دست است به نام الذريعة إلى أصول الشريعة ( 9 ) . كتاب مشهور شيخ الطائفة محمد بن الحسن
الطوسي به نام عدة الأصول ( 10 ) مشهورترين كتاب أصولي است كه از آن قرن به جاى مانده ومدتها در
هامش
7 - ببينيد تأسيس الشيعة لفنون الاسلام از سيد حسن صدر : 310 - 312 . پس از اين خواهيم ديد كه يك گروه از فقهاء شيعي
صدر أول ومعاصر أئمة ، قواعد أصولي را براي استنباط احكام فقهى به كار مى بسته اند .
8 - كنز الفوائد : 186 - 194 . نيز ببينيد ديباچه عده شيخ ( ص 2 ) وياد نامه شيخ طوسي 3 : 372 .
9 - چاپ تهران - 48 / 1346 ش در دو مجلد . أو در كتاب الذخيرة خود نيز كه در أصول عقائد ( كلام ) ، ونسخ متعددى از آن در
دست است مبحث خبر واحد از علم أصول را بسيار دقيق ومحققانه طرح وبحث مى كند كه در عده شيخ طوسي ( ص 34 - 37 ) نيز نقل
شده است .
10 - چاپ تهران 14 / 1313 وبمبئى 18 / 1312 .