[ گفتگوى امام على ع با طلحه و زبير ]
( * مصدر روايت : امام على عليه السّلام .
* راوى : ابان از سليم .
* زمان : سال 36 هجرى .
* مكان : عرصه نبرد جمل .
* موضوع : گفتگوى امام على عليه السّلام با طلحه و زبير .
* نمودى از منطق انسانى و عادلانه علوى در برخورد با مخالفان .
* آزادى مطلق مردم در بيعت با على عليه السّلام ؛ هيچ كس از مردم به زور با على بيعت نكرد ، همهء مخالفان و دشمنان ، در آغاز با رضايت و رغبت بيعت كرده بودند و انگيزههاى مخالفت ، سياسى و قومى ، قبيلهاى بود . )
* متن :
ابان گويد كه سليم گفت : آنك كه امير مؤمنان على عليه السّلام در نبرد جمل با بصرىها روبرو شد ، زبير را صدا زد و فرمود : اى ابو عبد اللَّه ! بيرون آى نزد من . اصحابش به حضرتش گفتند : اى امير مؤمنان ! بدون سلاح و آن هم بر استرى نشستهاى و به سوى زبيرى مىروى كه بيعتش را شكسته و بر اسبى سراپا مسلّح نشسته است ؟ ! على عليه السّلام فرمود : من از سوى خدا سپرى نگهدارنده دارم ، وانگهى هرگز كسى نتواند از اجلش بگريزد ، من نميرم و كشته نشوم مگر به دست نابكارترين فرد اين امّت ، آن گونه كه ناقهء خداوند به دست نابكارترين فرد قوم ثمود پى شد ! زبير به سوى حضرت آمد . على عليه السّلام فرمود : طلحه كجاست ، بيرون آيد .
طلحه بيرون آمد . على عليه السّلام فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم ! آيا قبول داريد كه من و شما و عايشه دختر ابو بكر مىدانيم كه « جمليان و نهروانيان به زبان محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلم نفرين شدهاند » و رو سياه شود هر كه افترا زند و دروغ گويد ؟ زبير گفت :
چگونه ! ما كه از بهشتيانيم چگونه نفرين شده هستيم ؟ على عليه السّلام فرمود : اگر مىدانستم كه از بهشتيان هستيد نبرد با شما را روا نمىدانستم . زبير گفت : آيا