است ، ولى كلمه " ديم " فعلا هم در شهر أراك وساوه معمول ومتعارف
است مثلا مىگويند به أطفال برو دست وديمت را بشوى يعنى دست
ورويت را بشوى ( 1 ) .
نگارنده گويد : در غالب كتب لغت فارسي از قبيل " برهان قاطع "
و " فرهنگ انجمن آراى ناصري " و " آنندراج " وغيره به اين معنى
تصريح شده است ، فراجع ان شئت
ونص عبارت انجمن آرا اين است مانك بر وزن دانگ بنون
موقوف وكاف فارسي به معنى ماه ، است عنصرى گفته :
به گرمى بديشان يكى بأنك زد
كران بأنك تب لرزه بر مانك زد
مانكديم نام مردى بوده ومعنى تركيبي آن ماهرو مىباشد چرا
كه ديم به معنى رو است .
هامش
( 1 ) اكنون در قسمتى از گيلان ومازندران مخصوصا تنكابن به صورت ( رخ )
ديم مىگويند وكلمه ديم از لغات قديم فارسي است ( مصحح )