عمر گفت : از چهرهء او مرا آگاه كن .
امام على ( عليه السّلام ) فرمود : « او ( هنگام ظهور ) جوانى است چهار شانه با اندام متوسّط ، خوش صورت و خوش مو ، موهايش بر شانههايش ريخته و نور درخشان صورتش بر سياهى موى محاسنش و بر سياهى موى سرش چيره شده ( و سياهى مو تحت الشّعاع نور قرار مىگيرد ) پدرم به فداى فرزند بهترين كنيزان » .
شيوهء زندگى امام مهدى ( ع )
اما پيرامون شيوهء زندگى آن حضرت ، هنگام قيام و ظهور او و روش حكم كردن او و نشانههايى كه خداوند براى او آشكار مىنمايد ، نيز روايات بسيار آمده است كه در اينجا به ذكر چند نمونه مىپردازيم :
1 - « مفضّل بن عمر » مىگويد : از امام صادق ( عليه السّلام ) شنيدم فرمود :
« وقتى كه خداوند اجازهء خروج به حضرت قائم ( عليه السّلام ) دهد او بالاى منبر رود و مردم را به قبول امامت خود ، دعوت نمايد و آنان را به خدا سوگند دهد و به ( اداى ) حقّ خويش ، بخواند . آن حضرت همچون كردار و روش رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) با مردم رفتار نمايد ، جبرئيل ( عليه السّلام ) به فرمان خدا ، نزد او آيد و در كنار حجر اسماعيل ( در كنار كعبه ) با آن حضرت ملاقات نمايد و به او بگويد : « مردم را به چه راهى دعوت مىكنى ؟ » .
حضرت قائم ( عليه السّلام ) خط و راه خود را به او خبر دهد آنگاه جبرئيل به آن حضرت مىگويد : « من نخستين شخصى هستم كه با تو بيعت مىكنم ، دستت را باز كن » ، پس جبرئيل دستش را به دست آن حضرت ( به عنوان بيعت ) بگذارد و بيش از سيصد و ده نفر ( يعنى 313 نفر ) مرد از مردان مخصوص به حضور آن حضرت آيند و با او بيعت كنند ، او در مكّه مىماند تا يارانش تكميل مىشوند ، سپس از مكّه به سوى مدينه حركت مىنمايد .
2 - « محمد بن عجلان » مىگويد : امام صادق ( عليه السّلام ) فرمود : « هنگامى كه حضرت قائم ( عليه السّلام ) قيام كند ، مردم را از نو به سوى اسلام دعوت مىكند ، به چيزى ( يعنى اسلام