خويشان را به خاطر حقّ خويشى ، و دوست را به خاطر حقّ دوستى ، دوست داشتيم كه آن را به اطّلاع تو برسانيم ، تا خداوند تو را به اين مولود ، شاد سازد ، چنان كه ما را شاد ساخت » - و السّلام .
روايت شده : در قم يك نفر منجّم يهودى سكونت داشت ، كه در مهارت و زبردستى در فن خود ، معروف بود . احمد بن اسحاق ( ره ) او را نزد خود طلبيد و به او گفت : مولودى در چنان ساعت و چنين روزى ، به دنيا آمده است ، ببين طالع او چگونه است ؟
منجّم ، طالع او را از روى حساب نجوم گرفت و در آن انديشيد و سپس به احمد بن اسحاق گفت : « در حساب نجوم ، چيزى نيست كه بيان كند ، اين مولود از تو باشد ، و مثل چنين مولودى جز پيامبر يا وصىّ پيامبر نخواهد بود ، و دقّت در حساب نجوم بيانگر آن است كه اين مولود بر سراسر دنيا از شرق و غرب و خشكى و دريا و كوه و دشت را ، حاكم مىگردد ، تا آنجا كه در سراسر زمين يك نفر باقى نمىماند مگر اينكه پيرو دين او گردد ، و تحت حكومت او درآيد .
سه روايت جالب در شأن مولود موعود
1 - از طريف روايت شده : ابو نصر خادم گفت : آن هنگام كه حضرت مهدى عليه السّلام در گهواره بود ، به حضورش رفتم ، فرمود : برايم صندل سرخ « 1 » بياور ، آن را آوردم . فرمود : « آيا مرا مىشناسى ؟ » .
عرض كردم : « آرى ، تو آقاى من و پسر آقاى من هستى » .
فرمود : از اين موضوع نمىپرسم .
عرض كردم : براى من توضيح بده !
هامش
( 1 ) صندل ( سندل ) : درخت تناورى مانند درخت گردو است كه در هندوستان مىرويد ، و چوبش خوشبو است ، از جوشاندهء آن براى آرامش ، استفاده مىشود ( مترجم )