تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
: « بيرون رفتن من ، از خانه‌ات ، براى تو بهتر است » . آن روز و شب ، احساس زخم زهر در گلويش مىكرد ، تا اينكه بر اثر آن به شهادت رسيد . [ مطابق روايت فوق ، كاتب يكى از وزراى معتصم ، طبق دستور معتصم ، امام جواد عليه السّلام را مسموم نموده و به شهادت رسانده ، ولى در اين باره ، قول ديگرى در چگونگى شهادت آن حضرت نيز هست كه در حديث بعد بخوانيد ] .

دستهاى مرموز و شهادت امام جواد عليه السّلام

مسعودى در كتاب « اثبات الوصيّه » مىنويسد : هنگامى كه امام جواد عليه السّلام به عراق ( بغداد ) آمد ، پيوسته معتصم ( برادر مأمون ) و جعفر ( پسر مأمون ) در فكر نقشه و نيرنگ كشتن امام جواد عليه السّلام بودند . جعفر ، خواهرش « امّ الفضل » ( كه خواهر پدر و مادرى جعفر بود ) را وسيلهء اجراى نيرنگ خود قرار داد ، زيرا مىدانست كه امّ الفضل ، با اينكه علاقهء شديد به امام جواد عليه السّلام داشت ، از آن حضرت روى گردانده است ، از اين رو كه امام جواد عليه السّلام همسر ديگرش ( سمانه ) مادر امام هادى عليه السّلام را ترجيح مىداد ، زيرا امّ الفضل داراى فرزند نشد ، ولى سمانه داراى فرزند گرديد ( و همين موضوع حسادت امّ الفضل را بر ضدّ امام جواد عليه السّلام برانگيخت ) . بر همين اساس ، امّ الفضل ، جواب مثبت به برادرش جعفر داد ، و آنها مقدارى زهر در درون انگور رازقى نمودند . امام جواد عليه السّلام انگور رازقى را دوست داشت ، وقتى كه آن حضرت ، از آن انگور خورد ، مسموم گرديد . همان دم امّ الفضل ، از كردهء خود پشيمان شد و گريه مىكرد . امام جواد عليه السّلام به او فرمود : « اين گريهء چيست ؟ سوگند به خدا به فقرى مبتلا گردى كه جبران نداشته باشد ، و دچار بلائى مىگردى كه پنهان نمىماند » . امّ الفضل در مخفىترين اعضايش ، زخمى عظيم پيدا كرد ، همهء اموال و املاك