جواد عليه السّلام بار اوّل ( در عصر مأمون ) از مدينه به بغداد آمد ، به آن حضرت عرض كردم : « فدايت گردم ، من در مورد تو ترس دارم كه در اين سفر ( تو را بكشند ) ، بعد از تو چه كسى عهدهدار امامت مىشود ؟ » .
آن حضرت ، لبخندى زد و به من توجّه نمود و فرمود : « آنچه را گمان مىكنى در اين سال ، رخ نمىدهد » .
هنگامى كه معتصم ( در سال 220 ه ق ) آن حضرت را از مدينه به بغداد طلبيد ، به محضرش رفتم و عرض كردم : « فدايت گردم شما از مدينه مىرويد ، امام بعد از شما كيست ؟ » ، آن حضرت گريست به طورى كه محاسنش خيس شد ، سپس به من متوجّه شد و فرمود : « در اين سال بر من نگران باش ، امامت بعد از من از آن پسرم على ( امام هادى عليه السّلام ) است » .
روايت شده كه : همسرش امّ الفضل ، آن حضرت را مسموم نمود .
سعايت و تحريكات قاضى بغداد ، عامل شهادت امام جواد عليه السّلام
در كتاب بحار الأنوار [ ج 50 ، ص 5 ] از عيّاشى نقل شده كه زرقان دوست صميمى ابن ابى دواد » « 1 » مىگويد : روزى ابن ابى دواد [ قاضى وقت ] از نزد معتصم آمد ، ديدم غمگين است ، علّت را پرسيدم ، گفت : « دوست داشتم كه از بيست سال قبل مرده بودم » .
گفتم : چرا ؟
هامش
( 1 ) ظاهر اين است كه « دواد » درست است نه « داود » ، زيرا « ابن ابى دواد در مورد كشتن امام جواد عليه السّلام به معتصم ، سعايت كرد ، او در عصر خلافت مأمون و معتصم و واثق و متوكّل ، قاضى عراق بود ، همين جنايت او باعث شد كه در آخر عمر به زندگى نكبتبار افتاد ، فلج و زمينگير شد ، و پس از بيست روز كه از مرگ پسرش گذشته بود ، در سال 240 ه ق در بغداد ، از دنيا رفت .لدغته افعاله اىّ لدغ * ربّ نفس افعاله افعى لها: « اعمال او ، او را گزيد چگونه گزيدنى ، چه بسا شخصى كه كردارهاى او افعىهاى گزندهء او هستند » .