او فرمود : « من امسال دستگير مىشوم ، و امر امامت به عهدهء پسرم على ( امام رضا عليه السّلام ) همنام على ، و على است ، اما علىّ اوّل ؛ حضرت على بن أبي طالب عليه السّلام است ، اما علىّ دوم ؛ على بن الحسن [ امام سجّاد عليه السّلام ] است ، فهم و بصيرت و محبّت و دين علىّ اوّل به او داده مىشود ، و رنج و صبر در برابر ناگوارىهاى علىّ دوّم را خواهد داشت ، او سخن نمىگويد ، مگر بعد از گذشتن چهار سال از مرگ هارون الرّشيد « 1 » .
سپس فرمود : « اى يزيد بن سليط ، هنگامى كه به آن مكان عبور كردى و او ( حضرت رضا عليه السّلام ) را ملاقات نمودى - و به زودى با او ملاقات خواهى كرد - به او بشارت بده كه به زودى پسرى امانتدار و مبارك ، براى او متولّد مىشود ، و او به تو خبر مىدهد كه با من ملاقات نمودهاى ، در اين هنگام به او خبر بده ، كنيزى كه اين پسر از او متولّد مىشود ، كنيزان از خاندان ماريهء قبطيّه ، كنيز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ، و اگر توانستى سلام مرا به آن كنيز برسان » « 2 » .
مؤلّف گويد : در عظمت مقام ارجمند اين بانو ، همين حديث معتبر كافى است ، كه امام كاظم عليه السّلام به يزيد بن سليط امر مىكند سلام مرا به او برسان ، چنان كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به جابر بن عبد اللّه انصارى ( ره ) امر كرد ، سلام مرا به ابو جعفر ( امام باقر عليه السّلام ) برسان ، و روايت كتاب عيون المعجزات كه بيانگر مقام بسيار ارجمند او است به زودى خاطر نشان مىشود .
[ ميلاد ]
گزارش حكيمه ( دختر امام كاظم عليه السّلام ) از چگونگى تولّد امام جواد عليه السّلام
ابن شهر آشوب از حكيمه ، دختر امام كاظم عليه السّلام روايت كرده :
هنگامى كه وضع حمل خيزران ، مادر امام جواد عليه السّلام فرا رسيد ، امام رضا
هامش
( 1 ) با توجّه به اينكه هارون در سال 193 ه ق از دنيا رفت ، و امام جواد عليه السّلام در سال 195 ه ق ، متولّد شد ، نتيجه مىگيريم كه آن حضرت ، در دو سالگى ، سخن مىگويد - منظور سخن عادى است ، و گرنه قبل از آن ، آن حضرت ، از روى اعجاز ، سخن گفته است - ( مترجم )
( 2 ) قسمت اوّل اين حديث ، در شرح حال امام رضا عليه السّلام ذكر شد ( مترجم )