ملاقات نموديم ، من به آن حضرت عرض كردم : « پدر و مادرم به فدايت ، شما امامان پاك هستيد و از مرگ هم هيچ كس گريزى ندارد ، شما چيزى به من بگوئيد ، تا من به بازماندگانم بگويم » [ اشاره به اينكه امام بعد از خود را به من معرّفى كنيد ] .
امام صادق عليه السّلام فرمود : « آرى ؛ اينها فرزندان من هستند ، و اين ؛ اشاره كرد به پسرش امام كاظم عليه السّلام ، سرور و آقاى آنها است ، و در وجود اين ، جمع شده است علم حكمتها ، فهم ، سخاوت ، شناخت امورى از دين كه مورد نياز مردم است ، و در آن اختلاف دارند ، و همچنين در وجود اين آقا جمع شده :
خوش اخلاقى ، خوش صحبتى ، او درى از درهاى خدا است ، و در او فضيلتى هست كه بالاتر و برتر از اينها است كه گفته شد » .
يزيد بن سليط مىگويد : پدرم به امام صادق عليه السّلام عرض كرد : « پدر و مادرم به فدايت ، آن فضيلت چيست ؟ » .
امام صادق عليه السّلام در پاسخ فرمود :
يخرج اللّه تعالى منه غوث هذه الامّة و غياثها و علمها و نورها و فهمها و حكمها . . .
: « خداوند متعال خارج مىكند از صلب او ، كسى را [ حضرت رضا عليه السلام را ] كه پناه اين امّت ، و فريادرس و علم و نور و فهم و حكم اين امّت مىباشد ، بهترين نو رسيده و نوزاد است . خداوند به وسيلهء او خونها را حفظ مىكند « 1 » و بين افراد گروهها را اصلاح مىدهد ، و نابسامانىها را سامان مىبخشد ، و پراكندگىها را جمع مىنمايد ، و برهنه را مىپوشاند ، و گرسنه را سير مىكند ، و ترسان را ايمن مىنمايد ، و به بركت او باران مىبارد ، و بندگان ، مطيع او گردند ، بهترين انسان در جوانى و كهنسالى است ، خاندانش در زمان كودكيش ، به عظمت و آقائى مىرسند ، سخن او حكمت ، و سكوت او دانش است ، و او
هامش
( 1 ) زيرا قبل از ولايتعهدى حضرت رضا عليه السّلام همواره از افراد آل على عليه السّلام يكى پس از ديگرى بر ضدّ بنى عبّاس قيام كردند ، و خونهاى زياد ريخته مىشد ، چرا كه آل على عليه السّلام خود را بر بنى عبّاس ، در مورد مقام رهبرى سزاوارتر و برتر مىدانستند ، و پس از ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام ، ديگر دليلى براى شورش آل على عليه السّلام وجود نداشت ( محشّى )