وزنش سبك ، و طعمش تيز « 1 » است .
و أمّا غَيرُ الطَّبيعيَّةِ
خلط صفراى ناطبيعى « 2 »
فَأربَعَةُ أقسامٍ :
اين خلط بر چهار نوع است :
- أحَدُها : المِرَّةُ الصَّفراءُ ، و هي الّتى يُخالِطُها رُطُوبَةٌ رَقيقَةٌ « 3 » .
- اول ، صفراى مرّه « 4 » : و آن صفرائى است كه اندكى رطوبت رقيق با آن آميخته باشد .
- الثَّانِي : المِرَّةُ المُحيَّةُ ، و هي الّتى يُخَالِطُها رُطُوبَةٌ غَلِيظَةٌ .
دوم ، صفراى محيه « 5 » : و آن صفرايى است كه اندكى رطوبت غليظ با آن آميخته باشد .
هامش
( 1 ) . حاد در لغت عرب به معناي نافذ است . در نتيجه ، عبارت طعم تيز موجود در ترجمه نبايد موهم تندي مزه صفرا باشد ، زيرا عسل و فلفل در كتب طبي هر دو حاد الطعم معرفي شدهاند ، در حالي كه اولي شيرين و دومي تند است .
( 2 ) . ظاهر امر اين است كه اطبا انواع خلط صفراى ناطبيعى را از روى رنگ ، و انواع بلغم را از روى مزه تقسيم كردهاند .
( 3 ) . الف : اضيفت ( مائية ) . ب : و هى صفراء يخالطها رطوبة رقيقة .
( 4 ) . صاحب مفرح القلوب دليل نامگذاري اين نوع صفرا به مره را چنين بيان داشته است : بدان كه مره در لغت به معني شدت است ؛ چون صفرا قويترين اخلاط است ، لهذا بر وى اطلاق مره كنند و كذلك بر سودا ؛ اما تخصيص اين قسم صفرا به اين اسم در اصطلاح بنا بر آن است كه چون اقسام ديگر از صفرا به اسمي مختص اند به واسطه مشابهتي كه گفته آيد و اين قسم را مشابه نيست ، پس اين صنف را به اسم عام مسمي كردند تا از اصناف آخر مميز باشد . و وجه ديگر آن كه اين صنف ، نسبت به ديگر اصناف صفرا ، كثير الوجود است . پس تسميه اين به مره صفرا ، اشارت مىكند بر آن كه گويا صفرا محصور در همين است .
( 5 ) . " محيه " به معناي زرده تخم مرغ است . در اينجا ، صفرا به سبب غلظت و رنگى كه دارد به زرده تخم مرغ تشبيه شده است .