گرم و يك درجه تر است . براي رساندن چنين مفهومي ، بهتر است جمله بالا را
« گندم در درجه اول گرمي و تري است »
يا « گندم در درجه اول گرمي و تري قرار دارد »
يا « گندم از نظر گرمي و تري در درجه اول است » .
ترجمه كرد ، نه به دو صورت اول . ( هر چند آن ترجمهها غلط نيستند )
مثال ديگر :
« أمَّا الْبَهَقُ ؛ فَعِلاجُهُ القَىْءُ بِعَصِيرِ الفُجْلِ وَ السِّكَنْجَبِينِ . وَ إِنْ لَمْ يَكْفِ فَيُسْقَي شَرْبَةً مِنْ [ إِيارِجِ ] لُوغازِيا أوْ مِنْ إِيارَجِ جالِينُوسَ ، وَ تَلْطِيفُ الغِذاءِ » .
در ترجمه اين عبارت نيز مىتوان با كمي مسامحه نوشت :
اما بهق ؛ علاجش قي كردن به وسيله آب ترب و سكنجبين است و اگر اين كار كافي نبود بايد شربتي از ايارج لوغازيا يا ايارج جالينوس نوشيده شود و غذا را تلطيف كنند .
در حالي كه اين ترجمه صحيح نيست ، زيرا :
1 . جمله بنيادين اين فراز اين است : « فعلاجه القىء و تلطيف الغذاء » . يعنى عبارت « تلطيف الغذاء » عطف بر « القيء » و به بيان نحوى خبر براى علاج است .
2 . در نتيجه ، جمله « و إن لم يكف . . . » جمله معترضه است .
3 . منظور از « القيء » نيز « ايجاد القيء بسبب المقيء » است .
4 . مترجم بايد از پيش بداند كه ايارج لوغازيا و جالينوس در زمره شربتها نبوده و به سبب تلخي بسيار قابل نوشيدن هم نيستند . پس ، منظور مولف از « يسقي شربة » خوردن مقدار مجاز استفاده از اين داروها ( قدر شربت ) است .
با اين بيان ، ترجمه ساده اين جمله در فارسي چنين مىشود :
اما بيماري بهق ؛ علاج آن با ايجاد قي در بيمار به وسيله ( با استفاده از ) آب ترب و سكنجبين - اگر اين كار كافي نباشد ، بايد از ايارج لوغازيا يا ايارج جالينوس به قدر مجاز استفاده كنند - و استفاده از غذاهاي لطيف است .
قانونچه في الطب ( فارسى ) — صفحة فهرست و پيشگفتار 29
مساهمون: محمود بن محمد چغمينى خوارزمى
صفهرست و پيشگفتار ٢٩