و دَمِ الأخَوَينِ و الأقاقِيا و دُهنِ اللَّوزِ « 1 » .
و الغِذاءُ
- المُزَوّرَةُ المُتَّخَذَةُ من العَدَسِ و ماءِ الحِصرِمِ و ماءِ السُّماقِ
- و التَّنَقُّلُ بِالطِّينِ الأرمَنِىِّ و الطَّباشِيرِ .
و اقاقيا و روغن بادام بر سينه .
غذا :
- آش تهيه شده از عدس و آبغوره و آب سماق
- تنقل كردن « 2 » گل ارمنى و طباشير .
هامش
( 1 ) . ب : دهن الورد .
( 2 ) . در تنقل كردن ، دارو را به اندازه نُقل در آورده و گاه گاه تعدادي از آن را در دهان نگه مىدارند و مىخورند .