نيست : يا زمان حركت بيش از سكون است ، يا زمان سكون بيش از حركت است ، و يا زمان سكون و حركت مساوىاند . مساوى بودن زمان حركت و سكون دلالت بر وجود اعتدال ميان انقباض و انبساط نبض مىكند .
الجِنسُ التَّاسِعُ
جنس نهم
المَأخُوذُ من الاستِواءِ و الاختِلافِ .
اين جنس به مقايسه ويژگيهاى چند نبضه با هم مىپردازد . نتيجه اين بررسى از دو حال خارج نيست : يا ويژگيهاى چند نبضه يكسان هستند كه به آن " نبض مستوى " مىگويند ، يا نبضهها با هم اختلاف دارند كه به آن " نبض مختلف " گفته مىشود .
فَالمُستَوِى
هو المُتَشابِهُ في أجزائِهِ ، و يَدُلُّ علي حُسنِ حالِ البَدَنِ .
نبض مستوى :
اگر ويژگيهاى چند نبضه متوالى يكسان باشند نبض را مستوى گويند كه بيانگر نيكويى حال بدن است .
و المُختَلِفُ
ما يُخالِفُهُ ، و يَدُلُّ علي ضِدِّ ذلك .
نبض مختلف :
از نظر تعريف و دلالت ، مقابل نبض مستوى است .
الجِنسُ العاشِرُ
جنس دهم
المَأخُوذُ من الانتِظامِ و غَيرِ الانتِظامِ
اين جنس به وجود نظم يا بىنظمى