الفصل الرّابع : في العَلاماتِ الدّالَّةِ علي أحوالِ بَدَنِ الإِنسانِ من جِهَةِ المِزاجِ
فصل چهارم : علائمى كه از نظر مزاج بر حال بدن انسان دلالت دارند
و هي علي أربَعَةِ « 1 » أقسامٍ :
علائم مزاجى بر چهار گونهاند :
فَم
نها المَلمَسُ :
1 . حالات مختلف ملمس « 2 »
كسى كه مىخواهد از حالات مختلف ملمس پى به مزاج شخص ديگرى ببرد بايد خود صاحب مزاج معتدل باشد . در نزد اين شخص ، در سرزمينهايى كه داراى آب و هواى معتدل هستند :
- فَإِن انفَعَلَ اللّامِسُ المُعتَدِلُ « 3 » عنه
- گرم بودن ملمس شخص دلالت
هامش
( 1 ) . ب : ( اربعه ) ساقطة .
( 2 ) . ملمس در لغت به معناى محل لمس است ، اما در اصطلاح اطبا به آن قسمت از دست كه براى ملاحظه نبض بيمار گرفته مىشود گفته مىشود .
( 3 ) . ب : ( المعتدل ) ساقطة .