تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
اشاره به اين معنى دارد ؛ - معنى ششم آن برادر در « حبّ » و « مودّت » است ، چنان كه دربارهء « پرهيزگاران در بهشت » (
الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ
) مىفرمايد :
إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ
( همه برادرند ، بر تختها رو به روى هم‌اند ، حجر ، 47 ) . مقاتل در تعريف كلمهء « اخ » ، چنان كه ديديم ، دوبار به مفهوم « ولايت » اشاره مىكند . حال ببينيم معنى « ولى » چيست . مقاتل در اشكال متعدد فعلى يا اسمى اين كلمه ده معنى متفاوت در قرآن مىيابد : - در آيهء 5 سورهء مريم ، كه زكريّا از خدا درخواست مىكند كه « ولى » اى به او عطا كند ، اين كلمه معنى ولد يا فرزند به خود مىگيرد :
فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا
( مرا از جانب خود فرزندى عطا كن ) ؛ - در آيهء 111 سورهء اسراء به معنى « صاحب » ( يار ) بدون پيوند خويشاوندى است :
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ
( و او را شريكى در ملك نيست و به مذلّت نيفتد كه به يارى محتاج شود ) ؛ - در وجه سوّم ، « ولى » به معنى « قريب » ( خويشاوند نزديك ) است :
وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ
( و شما را جز او وليّى نيست ، بقره ، 107 ) ، يعنى « شما را هيچ « قريب » يا خويشاوند نزديكى نيست كه شما را مفيد افتد » ،
يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً
( روزى كه هيچ « مولا » يى براى « مولا » ى خود سودمند نباشد ، دخان ، 41 ) ، يعنى هيچ خويشاوندى براى خويشاوند خود ؛ - « ولىّ » در وجه چهارم به معنى « ربّ » ( پروردگار ) است ، چنان كه در آيهء 14 انعام مىفرمايد :
قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا ؟
( بگو آيا ديگرى جز خداى را « ولىّ » خود گيرم ؟ ) ، يا در آيهء 30 اعراف :
إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
( اينان شيطانها را به جاى خدا « ولىّ » خود گرفتند ) ، يعنى « ربّ » خود گرفتند ؛ يا در آيهء 9 شورى مىفرمايد :
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ
( آيا جز خدا را « ولّى » خويش گرفتند ؟ « ولّى » حقيقى خداست ) ، يعنى پروردگار حقيقى ؛ - در وجه پنجم ، « ولى » به معنى « آلهه » ( خدايان ) است :
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ
: آنان كه سواى او ديگرى را به خدايى گرفتند ( زمر ، 3 ) ؛
وَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ
: نه مالى كه به‌دست‌آورده‌اند به حالشان سود كند و نه آنهايى كه سواى خداى يكتا به خدايى گرفته‌اند ( جاثيه ، 10 ) . با اين همه ، در اينجا معلوم نيست كه چه چيز مقاتل را بر آن داشته است كه ميان اين معنى با معنى پيشين فرق بنهد ، با توجه به اينكه آيه‌ها ساختمان يكسانى دارند . « 7 »
هامش
( 7 ) . شايان توجه است كه ر . بلاشر (R . blachere) ، در همهء آيات ، « ولىّ » را به «patron» ( - ارباب ) ترجمه كرده است .