پيشگفتار
اگر درست باشد كه زمانى بس دراز همهء راهها به رم ختم مىشده ، اين سخن قطعا دربارهء بغداد تحّقق عينى يافته است . اسناد و منابع فراوان و معتبر آشكارا حكايت مىكند كه بيش از پانصد سال همهء راههايى كه روزگارى در قلمرو روم به رم مىرسيد و نيز بسيارى از راههاى ديگر در مشرق و شمال و جنوب امپراتورى روم همه به بغداد مىپيوست ، شهرى كه بنيادگذارش قصد داشت به اتّكا و اعتماد بر محاسبات نجومى نامورترين منجّمان روزگار ، آن را در ساعتى سعد و مبارك پى افكند تا مركز حكومتش شهرى باشد با شوكت و قدرت ، و خجسته و ميمون ؛ و هم بدين سبب بود كه آن را دار السّلام ناميد به اين آرزو كه پيوسته شهر آشتى و آرامش باشد ، امّا تاريخ پرفراز و نشيب و سرشار از حوادث تلخ و شيرينش نشان داد كه طالع اين شهر به گونهاى ديگر رقم خورده است : از همان روزهاى نخست استقرار منصور در قبة الخضرا ، بغداد مركز توطئهها ، فتنهانگيزيها ، پيمانشكنيها ، بازداشتها ، شكنجهها ، و در روزگارى نه چندان دور تر ، دستخوش آشوبها و قتل و غارتها گشت ؛ هرچند شكوه و جلال اين شهر و ثروتاندوزيها و تجملگراييهاى مدّعيان جانشينى پيامبر و وابستگان دستگاه خلافت كه غالبا ميراث خواران شكوه و جلال دربار شاهنشاهى ساسانى و دقيقا مبلّغان و مروّجان آداب و تشريفات و راه و