و در روايت دوم از باب بيستم فرموده معصوم عليه السلام كه : « كودك پس از بلوغ حق عدم رضايت ندارد مگر دربارهء دگرگونىها و تغييراتى كه در وصيت انجام پذيرفته است كه حق بازگرداندن آنها را به وصيت ميّت دارد . »
و در باب بيست و يكم از ابواب وصيت مناسب با اين بحث هست .
و در روايت پنجم از باب پنجاه و پنجم فرموده امام عليه السلام كه : « اگر كسى به من وصيت كند كه مالش را براى يهودى يا نصرانى مصرف كنم ، حتماً براى آنان مصرف خواهم كرد ؛ زيرا خداوند عزيز و باشكوه مىفرمايد : « پس هركس پس از شنيدن وصيت آن را تغيير دهد ، همانا گناهش بر عهدهء تغييردهندگان آن است . »
و در روايت ششم فرموده امام عليه السلام كه : « آن را در راه خدا صرف كن ، همان گونه كه دستور داد .
گفتم : بفرماييد چگونه مصرف كنم ؟ فرمود : همان گونه كه به تو دستور داد مصرف كن ؛ زيرا خداوند تعالى مىفرمايد : « پس هركس آن را تغيير دهد . . . »
در روايات باب پنجاه و ششم و پنجاه هفتم و باب بعدى مناسب با اين بحث هست .
باب 62 حكم ضمانت وصى براى طلبكاران
745 - ( 1 ) حلبى گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخص بدهكارى فردى را وصى خود قرار مىدهد و مىميرد . وصى دست به كار مىشود ، مال طلبكاران را جدا مىكند و در اتاقى قرار مىدهد و بقيه را ميان وارثان تقسيم مىكند . آنگاه شبانه به مال طلبكاران دزد مىزند ، از چه كسى گرفته مىشود ؟
امام عليه السلام فرمود : وصى از هنگام قرار دادن آن در اتاقش ضامن آن است و بايد از مالش بپردازد . »
اين روايت از زيد شحّام نيز نقل شده است .
746 - ( 2 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه : « شخص بدهكارى ديگرى را وصى خود قرار مىدهد . آنگاه وصى بدهى را از اصل مال ميّت جدا مىكند و آن را تحويل مىگيرد و به خانهاش مىبرد و به وصاياى ميّت عمل و باقيمانده را ميان وارثان تقسيم مىكند . سپس آن مال از خانهاش دزديده مىشود .
امام صادق عليه السلام دراين باره فرمود : وى ضامن است زيرا حق نداشت مال طلبكاران را بدون دستورشان تحويل بگيرد . »