تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 879

مساهمون:

ص٨٧٩
1458 - ( 2 ) عمر بن يزيد گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخصى مالى را كفالت مىكند و سپس با طلبكار بر بخشى از آنچه كفالت كرده ، صلح مىكند . امام عليه السلام فرمود : او تنها به همان مقدارى حق دارد كه بر آن صلح كرده است . » اين حديث از ابن بكير نيز روايت شده است .

باب 9 رجوع ضامن به مضمون عنه

1459 - ( 1 ) حسين بن خالد گويد : « به امام موسى بن جعفر عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! آيا اين سخن مردم كه مىگويند : ضامن بايد غرامت بپردازد ، صحيح است ؟ امام عليه السلام فرمود : غرامتى به عهدهء ضامن نيست . همانا غرامت به عهدهء كسى است كه مال را خورده است . » 1460 - ( 2 ) در كتاب فقه الرضا آمده است كه روايت شده : « غرامتى به عهده ضامن نيست ، غرامت به عهده كسى است كه مال را خورده است . » 1461 - ( 3 ) ابو امامه باهلى گويد : « پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بخشى از سخنرانى خويش ، روز فتح مكه فرمود : عاريه بازگردانده مىشود و منحه « 1 » بازگردانده مىشود و بدهى پرداخت مىشود و غرامت برعهدهء پيشوا و رهبر است . » و در بخش ديگرى نيز فرمود : « غرامت برعهدهء پيشوا و رهبر است . » ارجاعات گذشت : در روايات باب پيشين ، مطالبى بر اين بحث دلالت مىكند .

باب 10 حكم تعهد به پرداخت مالى بيشتر از بدهى

در صورت عدم پرداخت بدهى در تاريخ‌معين 1462 - ( 1 ) محمد بن يحيى گويد : « به امام حسن عسكرى عليه السلام نوشتم : شخصى از ديگرى صد درهم طلبكار است و او را براى پرداخت بدهىاش در تنگنا قرار مىدهد . از اين رو بدهكار مىگويد : ده روز
هامش
( 1 ) . شتر يا گوسفندى كه انسان براى استفاده از شيرش آن را مدتى در اختيار ديگران مىگذارد - م .