1458 - ( 2 ) عمر بن يزيد گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخصى مالى را كفالت مىكند و سپس با طلبكار بر بخشى از آنچه كفالت كرده ، صلح مىكند .
امام عليه السلام فرمود : او تنها به همان مقدارى حق دارد كه بر آن صلح كرده است . »
اين حديث از ابن بكير نيز روايت شده است .
باب 9 رجوع ضامن به مضمون عنه
1459 - ( 1 ) حسين بن خالد گويد : « به امام موسى بن جعفر عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! آيا اين سخن مردم كه مىگويند : ضامن بايد غرامت بپردازد ، صحيح است ؟
امام عليه السلام فرمود : غرامتى به عهدهء ضامن نيست . همانا غرامت به عهدهء كسى است كه مال را خورده است . »
1460 - ( 2 ) در كتاب فقه الرضا آمده است كه روايت شده : « غرامتى به عهده ضامن نيست ، غرامت به عهده كسى است كه مال را خورده است . »
1461 - ( 3 ) ابو امامه باهلى گويد : « پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بخشى از سخنرانى خويش ، روز فتح مكه فرمود :
عاريه بازگردانده مىشود و منحه « 1 » بازگردانده مىشود و بدهى پرداخت مىشود و غرامت برعهدهء پيشوا و رهبر است . »
و در بخش ديگرى نيز فرمود : « غرامت برعهدهء پيشوا و رهبر است . »
ارجاعات
گذشت :
در روايات باب پيشين ، مطالبى بر اين بحث دلالت مىكند .
باب 10 حكم تعهد به پرداخت مالى بيشتر از بدهى
در صورت عدم پرداخت بدهى در تاريخمعين
1462 - ( 1 ) محمد بن يحيى گويد : « به امام حسن عسكرى عليه السلام نوشتم : شخصى از ديگرى صد درهم طلبكار است و او را براى پرداخت بدهىاش در تنگنا قرار مىدهد . از اين رو بدهكار مىگويد : ده روز
هامش
( 1 ) . شتر يا گوسفندى كه انسان براى استفاده از شيرش آن را مدتى در اختيار ديگران مىگذارد - م .