1379 - ( 12 ) ابان از شخصى روايت كرد كه گفت : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : اگر رهن حيوان حلالگوشت يا مركبسوارى يا طلا يا نقره يا جنس باشد و دچار آتشسوزى يا دستبرد شود و مال رهندهنده نابود شود يا كاهش يابد و براى مصيبت وارده بيّنه نداشته باشد ، حكم رهن و حقّ طلبكار متعلق به آن چيست ؟
امام عليه السلام فرمود : هرگاه همهء اموال رهنگيرنده نابود شود و چيزى براى او باقى نماند ، چيزى برعهدهء او نيست ولى اگر بگويد : آن ، از ميان اموالم نابود شد و مال داشته باشد ، تصديق نمىشود . »
1380 - ( 13 ) در كتاب المقنع آمده است : « اگر نزد شخصى چيزى رهن گذاشته و آن تلف يا گرفتار حادثهاى شود ، گروگيرنده حقش را از گرودهنده درخواست مىكند و اگر بخشى از آن نابود شود و قسمتى از آن باقى بماند ، حقّ رهنگيرنده به باقيماندهء آن تعلق خواهد گرفت . »
باب 9 حكم تلف شدن رهن با كوتاهى رهن گيرنده
1381 - ( 1 ) ابو حمزه گويد : « از امام باقر عليه السلام دربارهء اين سخن على عليه السلام كه دربارهء رهن فرمود : « افزوده را به يكديگر مىپردازند » سؤال كردم . امام عليه السلام بيان داشت : على عليه السلام پيوسته اين سخن را مىفرمود . گفتم :
چگونه افزوده را به يكديگر مىپردازند ؟
امام عليه السلام فرمود : اگر رهن بيش از مالى باشد كه برايش به رهن گذاشته شده است و سپس هلاك شود ، مرتهن افزودهء آن را به صاحبش مىپردازد و اگر رهن به اندازهء آن نباشد ، رهن گذارنده آنچه از حقّ مرتهن كمتر است مىپردازد .
امام عليه السلام فرمود : سخن على عليه السلام دربارهء حيوان و چيزهاى ديگر ، اينگونه بود . »
مرحوم شيخ طوسى قدس سره اين حديث را بر صورتى حمل كرده است كه رهن به دليل كوتاهى مرتهن - مانند از ميان بردن آن يا غير از آن - نابود شود .
1382 - ( 2 ) ابن بكير گويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء رهن سؤال كردم . امام عليه السلام فرمود : اگر ارزش رهن بيش از مال گروگيرنده باشد ، آنگاه نابود شود ، گروگيرنده بايد افزودهء آن را به صاحبش بپردازد و اگر ارزش رهن كمتر از مال گروگيرنده باشد و نابود شود ، گروگذارنده بايد مقدار باقيمانده مال مرتهن را به وى بپردازد و اگر ارزش رهن به اندازهء مالى باشد كه برايش به رهن گذاشته شده است ، چيزى بر او نيست . »
محمد بن قيس از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه : « امير مؤمنان عليه السلام دربارهء رهن وقتى كه بيشتر باشد ، حكم كرد . . . » ادامهء حديث ، همانند حديث پيشين است .