1748 - 46996 - ( 8 ) اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « بردگان حكومت اگر از مال حكومت سرقت كنند ، دستشان قطع نمىشود ولى اگر از غيرمال حكومت سرقت كنند ، دستشان قطع مىشود » .
1749 - 46997 - ( 9 ) بردهاى كه سرقت و زنا كرده بود ، نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند . حضرت او را تازيانه زد و دستش را همزمان و يك جا قطع كرد » .
1750 - 46998 - ( 10 ) اميرالمؤمنين عليه السلام دست بردهاى را كه از بيتالمال [ انفال ] چيزى سرقت كرده بود ، بريد .
1751 - 46999 - ( 11 ) اگر سرقت كند [ منظور برده است ] بر مالكش است كه بردهاش را براى اجراى حدّ الهى تحويل دهد يا دربارهء آنچه حدّ بر او ثابت شده است ، عهدهدار او شود .
ارجاعات
گذشت :
در روايت دهم از باب هيجدهم از ابواب حدّ ، اين گفته كه : « دربارهء دو مردى كه از مال خدا سرقت كردهاند ، يكى از آن دو بردهاى است كه مال خدا و ديگرى از تودهء مردم است . حضرت فرمود : اما اين يكى ، كه خودش مال خداست و چيزى بر او نيست ؛ بعضى از مال خدا بعضى ديگر را خورده است » و در روايت نهم ، مانند آن .
مىآيد :
در باب بعدى و پس از آن ، رواياتى مناسب با اين باب ؛ بنابراين مراجعه كنيد .
باب 31 حكم سارق مرتد
1752 - 47000 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « اگر بردهاى از چنگ مالكانش فرار كند ، پس از آن سرقت كند - با اين كه فرارى است - دستش قطع نمىشود ؛ چرا كه او به منزلهء كسى است كه از اسلام برگشته است [ مرتد ] ولى او را دعوت مىكنند كه به سوى اربابانش برگردد و به اسلام درآيد و اگر از اين كه به اربابانش بازگردد امتناع ورزيد ، دستش براى سرقتش بريده و سپس كشته مىشود و مرتد نيز هر زمان كه سرقت كند ، به سان بردهء فرارى است » .
1753 - 47001 - ( 2 ) برده اگر از مالكانش فرار كند ، پس از آن سرقت كند ، در حال فرارى بودن دستش قطع نمىشود ؛ چرا كه او از اسلام برگشته است ولى از او دعوت مىشود كه به مالكانش بازگردد و به اسلام در آيد و اگر امتناع ورزيد كه به مالكانش بازگردد ، دستش براى سرقت بريده و سپس كشته مىشود و مرتد اگر سرقت كند ، چون بردهء فرارى است .