تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 967

مساهمون:

ص٩٦٧
به حضرت گفتم : به خدا پناه مىبرم از اين كه به مسلمانان خيانت كنم ! حضرت فرمود : چگونه گردنبندى كه در بيت‌المال مسلمانان بوده - بدون رضايت من و رضايت مسلمانان - آن را به دختر اميرالمؤمنين عاريه داده‌اى ؟ گفتم : اى اميرالمؤمنين ، او دختر شما بود و از من خواست كه به او عاريه دهم تا خويش را با آن زينت كند ؛ من هم آن را به عنوان عاريهء مضمونهء مردوده عاريه دادم و ضمانت آن را در مال خودم به عهده گرفتم و بر من است كه آن را سالم به جايگاهش بازگردانم . حضرت فرمود : همين امروز آن را بازگردان و مبادا كه مجددا چنين كارى كنى كه در اين صورت كيفرم به تو مىرسد . آن‌گاه امام فرمود : واى بر دخترم ! اگر اين گردنبند را به شكل عاريهء مضمونهء مردوده نگرفته بود ، هر آينه اولين زن هاشمى بود كه دستش براى سرقت قطع مىشد . على بن ابى رافع گويد : فرمودهء حضرت به دخترشان رسيد . او به اميرالمؤمنين گفت : اى اميرالمؤمنين ، من دختر تو و پارهء تن توام ! چه كسى از من به اين گردنبند سزاوارتر است كه آن را بر گردن كند ؟ اميرالمؤمنين عليه السلام به دخترشان فرمود : اى دختر على بن ابى طالب ، خويش را از حقّ جدا نكن . آيا همهء زنان مهاجر در اين عيد اين گونه خود را زينت مىكنند ؟ على بن ابى رافع گويد : من گردنبند را از دختر اميرالمؤمنين گرفتم و آن را به جايگاهش برگرداندم » . 1671 - 46919 - ( 4 ) على بن اسباط از بسيارى از ياران ابن دأب روايت كرده است ( در روايت فضيلت‌هاى اميرالمؤمنين عليه السلام تا آنجا كه گويد ) : « از بصره تحفه‌اى كه از دريا استخراج شده بود و بهايش معلوم نبود ، براى حضرت فرستادند . دخترشان امّ كلثوم عليه السلام به حضرت گفت : اى اميرالمؤمنين ، من مىتوانم خودم را با اين تحفه بيارايم و آن در گردنم باشد ؟ حضرت فرمود : اى ابو رافع ، اين را در بيت‌المال مسلمانان قرار ده و راهى به سوى اين تحفه نيست تا آن كه هيچ زنى از مسلمانان نماند ؛ مگر اين كه مانند اين را داشته باشد » .

باب 21 حكم سارق بودن كسانى كه زكات ، مهريهء زنان و بدهىشان را نمىپردازند

1672 - 46920 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « سارقان سه دسته‌اند : كسانى كه زكات نمىپردازند ، كسى كه تصاحب بلااذن مهر زنان را حلال بشمرد و نيز كسى كه قرضى بگيرد و قصد پرداخت آن را نداشته باشد » .