1545 - 46793 - ( 6 ) على بن احمد كوفى در كتاب استغاثه گويد : « اهل بيت عليه السلام اتفاق دارند كه اميرالمؤمنين عليه السلام دست سارق را از مفصل انگشتان قطع كرد و ابهام را با كف دست وانهاد و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد قطع دست چنين است و اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه : اين جاى حدّ تيمم است ، پس وانهاده شد ، آنچه وانهاده شد ؛ يعنى انگشت ابهام و كف دست تا بتواند براى نماز وضو بگيرد و همچنين اميرالمؤمنين عليه السلام كسى را كه مستحقّ بريدن پا يا دست است ، از مفصل كعب كه در پايين پا قسمت جلوى آن است ، قطع كرد و پاشنه و استخوان فاصل بين پا و [ پنجهء پا ] و پاشنه را رها كرد تا به هنگام ايستادن براى نماز ، بر آن قرار گيرد و حضرت فرمود : اين گونه رسول خدا صلى الله عليه و آله در خصوص قطع دست و پا سنت نهاد و حضرت آنچه عمر در خصوص قطع دست و پا انجام داده است ، نپذيرفت . . . »
سخن على بن احمد كوفى در كتاب استغاثه ادامه دارد .
1546 - 46794 - ( 7 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام و امام صادق عليه السلام فرمودند : « دست سارق را از بن چهار انگشت قطع كن و كف دست را براى او بگذار ؛ منظور كف دست و انگشت ابهام است و پا را از كعب قطع كن و پاشنه را براى او بگذار تا بر آن راه رود ؛ بنابراين قطع پا از نيمهء قدم است » .
1547 - 46795 - ( 8 ) امام كاظم عليه السلام فرمود : « دست سارق قطع مىشود ولى انگشت ابهام و كف دست او قطع نمىشود و پاى او قطع مىشود ولى پاشنهاش براى او مىماند تا برروى آن راه برود » .
1548 - 46796 - ( 9 ) هميشه اميرالمؤمنين على عليه السلام آن زمان كه دست سارق را قطع مىكرد ، انگشت ابهام و كف دست وى را براى او باقى مىگذاشت . به اميرالمؤمنين عليه السلام گفته شد كه شما همهء دست سارق را باقى گذاشتهايد . راوى گويد : امام عليه السلام به آنان فرمود : اگر اين سارق توبه كند ، با چه چيزى وضو بگيرد ؟ چون خداوند متعال گويد : دست مرد و زن سارق را به كيفر عملى كه انجام دادهاند به عنوان يك مجازات الهى ، قطع كنيد و خداوند توانا و حكيم است . اما آن كس كه پس از ستم كردن ، توبه و جبران نمايد ، خداوند توبهء او را مىپذيرد ؛ ( [ و از اين مجازات معاف مىشود ] ) زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است » .
« 1 »
هامش
( 1 ) . مائده 5 / 38 و 39 .