1544 - 46792 - ( 5 ) زرقان كه همنشين ابن ابى داود و دوست صميمى اوست ، گويد : « روزى ابن ابى داود از نزد معتصم ، غمگين آمد . با او در اين باره گفتگو كردم . او گفت : امروز آرزو داشتم كه بيست سال پيش مرده بودم . به او گفتم : چرا اين طور ؟ گفت : براى كارى كه اين سياه چهره - ابوجعفر محمد بن على بن موسى عليه السلام - امروز در پيشگاه اميرالمؤمنين معتصم انجام داد . زرقان گويد به ابن ابى داود گفتم : اين كار چه بوده ؟ او گفت : سارقى عليه خويش اعتراف كرده بود و از خليفه خواسته بود تا با اجراى حدّ بر او ، او را پاك سازد . خليفه هم همهء فقيهان را در مجلس گرد آورده و حضرت محمد بن على عليه السلام را نيز حاضر كرده بود . خليفه دربارهء بريدن [ دست ] از ما پرسيد كه : كجا بايد بريده شود ؟ او گويد : من گفتم كه : از مچ . معتصم گفت : دليلت در اين باره چيست ؟ او گويد : من گفتم : براى اين كه دست ، همان انگشتان و كف تا مچ است . چون خداوند دربارهء تيمم مىگويد : به صورتهاىتان و دستهاىتان بكشيد « 1 » و دستهاى هم با من در اين مطلب موافق شدند ولى دستهاى ديگرگفتند : بلكه بايد از آرنج بريد .
معتصم پرسيد : دليل اين مطلب چيست ؟ آنان گفتند : چون خداوند در مورد شستن [ در وضو ] فرموده است : و دستهاىتان را تا آرنج بشوييد . « 2 » اين دلالت دارد كه حدّ دست ، همان آرنج است .
ابن ابى داود گويد : پس از آن معتصم به حضرت محمد بن على عليه السلام رو كرد و گفت : اى ابا جعفر ، شما در اين موضوع چه نظرى داريد ؟ حضرت ابوجعفر عليه السلام فرمود : اى اميرالمؤمنين ، اين گروه دربارهء آن سخن گفتند . معتصم گفت : از آنچه گفتهاند ، رهايم ساز ؛ نزد شما چيست ؟ حضرت فرمود : اى اميرالمؤمنين ، مرا از اين موضوع معاف داريد . معتصم گفت : به خدا سوگندتان مىدهم آنچه در اين باره نزد شماست ، برايم بگوييد . حضرت فرمود : اما هم اكنون كه مرا به خدا سوگند مىدهى ، من مىگويم كه اينان در اين موضوع از سنت پيامبر صلى الله عليه و آله به خطا رفتهاند ؛ چرا كه قطع ، لازم است كه از مفصل يعنى ريشهء انگشتان باشد ؛ در نتيجه كف بريده نمىشود . معتصم پرسيد : دليل اين مطلب چيست ؟ حضرت فرمود :
فرمودهء رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه : سجده بر هفت عضو قرار مىگيرد ؛ صورت ، دو دست ، دو زانو ، دو پا و اگر دستش از مچ يا آرنج بريده شود ، ديگر دستى ندارد كه بر آن سجده كند و خداوند متعال فرموده است : مسجدها براى خداست . « 3 » منظور از مسجدها ، همين اعضاى هفتگانهاى است كه بر آن سجده قرار مىگيرد . پس هيچكس را با خدا نخوانيد « 4 » و هر چه براى خداست ، بريده نمىشود . ابن ابى داود گويد : اين فرمودهء حضرت ، معتصم را شگفتزده كرد و دستور داد تا دست سارق از مفصل انگشتان ، نه كف بريده شود . ابن ابى داود گويد : قيامتم به پا شد و آرزو كردم كه كاش زنده نبودم ! » « 4 » )
هامش
( 1 ) . نساء 4 / 43
( 2 ) . مائده 5 / 6
( 3 ) و 4 - جنّ 72 / 18