17 - 45264 - ( 17 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « هر كس كه بين او و برادرش نزاعى است و او را بخواند كه به نزد يكى از يارانش بروند تا ميانشان دادرسى كند ولى او جز به اينكه او را نزد حاكم ببرد تن ندهد ، او مانند كسى است كه به سوى جبت و طاغوت براى نزاعش رفته است و خداوند متعال فرموده است : مىخواهند براى دادرسى نزد طاغوت و حكام باطل بروند ، با اين كه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كفر ورزند امّا شيطان مىخواهد آنان را گمراه كند و به بيراهههاى دوردستى بيفكند . »
18 - 45265 - ( 18 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « هر مردى كه ميان او و برادرش در خصوص حقّى بحث و نزاع باشد و او را دعوت كند كه نزد مردى از برادرانش بروند تا او ميان آنان دادرسى كند ولى او جز به اينكه او را نزد آنان ببرد تن ندهد ، او به سانِ كسانى است كه خداوند عز و جل فرموده است : آيا نديدى كسانى را كه گمان مىكنند به آنچه ( از كتابهاى آسمانى كه ) بر تو و آنچه پيش از تو نازل شده ايمان آوردهاند ولى مىخواهند براى دادرسى نزد طاغوت و حكام باطل بروند ، با اينكه به آنان دستور داده شده كه به طاغوت كفر ورزند . . . »
19 - 45266 - ( 19 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود : « هر حاكمى كه به غير سخن ما اهل بيت حكم كند ، او طاغوت است و حضرت فرمودهء خداوند عز و جل را تلاوت كرد كه : مىخواهند براى دادرسى نزد طاغوت و حكّام باطل بروند ، با اين كه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كفر ورزند امّا شيطان مىخواهد آنان را گمراه كند و به بيراهههاى دوردستى بيفكند .
سپس حضرت فرمود : به خدا سوگند ! اينان انجام داده و نزاعشان را نزد طاغوت بردهاند و شيطان آنان را به شدت گمراه ساخته است و از شمول اين آيه ، جز ما و شيعيان ما نجات نيافته و ديگران هلاك گرديدهاند . پس هر كس كه معرفت پيدا نكند ، لعنت خدا بر او باد ! »
20 - 45267 - ( 20 ) از امام صادق عليه السلام دربارهء حكومت و دادرسى سئوال شد . حضرت فرمود : « هر كس كه ميان دو نفر به رأى خويش دادرسى كند ، كفر ورزيده است و هر كس آيهاى از كتاب خدا را به رأى خويش تفسير كند ، كفر ورزيده است . »
21 - 45268 - ( 21 ) گذر اميرالمؤمنين على عليه السلام به قاضىاى افتاد . حضرت فرمود : « آيا ناسخ را از منسوخ مىشناسى ؟ او گفت : نه . حضرت فرمود : هلاك شدهاى ! و هلاك كردهاى ! تأويل هر حرفى از قرآن ، وجوهى دارد . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 87
مساهمون: السيد البروجردي
ص٨٧