تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١

ارجاعات

گذشت :

در روايت يكم از باب بيست و سوم از ابواب احكام عمومى حدود ، اين گفته كه : « مردى ، مردى را قذف كرد و مرد قذف شده دو برادر دارد . اگر يكى از آن عفو كند ، ديگرى مىتواند كه حقّ خويش را طلب كند ؛ چرا كه آن مادر ، مادر هر دو اين‌هاست و عفو براى هر دو است . و در باب پيشين ، رواياتى كه مناسب اين باب است .

باب 21 حكم كسى كه به نسب فرزندى اقرار و سپس آن را انكار كند

1403 - 46651 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام بيان داشت : « اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : هر كس كه به فرزندى اقرار كند [ / او را بپذيرد ] سپس او را نفى كند [ / او را فرزند خود نداند ] حدّ مىخورد و فرزند از اوست » . 1404 - 46652 - ( 2 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود : « اگر به فرزندش اعتراف كند پس از آن او را از خود نداند ، حدّ بر او جارى مىشود و پرداخت مهر بر او واجب است » . 1405 - 46653 - ( 3 ) علاء بن فضيل گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : مردى فرزندش را از خود نداند ، در حالى كه قبلا بدان اعتراف داشته است . حضرت فرمود : اگر فرزند از مادر آزادى است ، پنجاه تازيانه يعنى حدّ برده را مىخورد ولى اگر از كنيزى است ، چيزى بر او نيست » .

ارجاعات

گذشت :

در روايات باب هيجده از ابواب احكام اولاد ، روايتى كه مناسب اين باب است ؛ مراجعه كنيد .

باب 22 حكم كسى كه به ديگرى بگويد : با مادرت محتلم شدم

1406 - 46654 - ( 1 ) سماعه گويد : « [ امام صادق عليه السلام ] فرمود : مردى در زمان اميرالمؤمنين عليه السلام به مردى گفت : من با مادرت محتلم شدم . آن مرد وى را نزد اميرالمؤمنين عليه السلام برد و گفت : اين بر مادرم افترا بسته است . حضرت به او فرمود : چه چيزى به تو گفته است ؟ او گفت : گفته است كه با مادرم محتلم شده است . اميرالمؤمنين عليه السلام به او گفت : عدالت اين است اگر بخواهى او را در برابر خورشيد برايت ايستاده نگه مىدارم ، تو سايه او را تازيانه بزن ؛ چرا كه خواب مثل سايه است ولى او را خواهيم زد تا ديگر بار مسلمانان را آزار ندهد » و در روايت ديگرى است كه : « او را [ به شكلى ] دردآور زد » .