1300 - 46548 - ( 37 ) عبيد بن زراره گويد : « از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : اگر مردى را كه بردهء مسلمانى را به زنا متهم كرده است و ما جز نيكى از وى نمىدانيم نزد من بياورند ، او را حدّ مىزنم ، حدّ مرد آزاد ؛ به استثناى يك تازيانه » .
1301 - 46549 - ( 38 ) امام صادق عليه السلام دربارهء آزادى كه بر بردهاى افترا مىبندد ، فرمود : « سؤال مىشود . اگر مادر برده آزاد است ، افترا زننده حدّ مىخورد » .
1302 - 46550 - ( 39 ) امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « هركس بردهاى را متهم سازد - منظور بردهاى كه براى ديگرى است - در برابر اتهام زدن كيفر مىبيند و اگر مادر برده آزاد باشد ، تهمت زننده حدّ مىخورد . منظور صورتى است كه برده را به واسطهء مادرش متهم ساخته است و هر كس كه بردهء خودش را متهم سازد ، گناه كرده و شايسته است كه از او بخواهد تا وى را حلال و عفو كند » .
1303 - 46551 - ( 40 ) حمزة بن حمران گويد : « از امام باقر و يا امام صادق عليه السلام دربارهء مردى كه نيمى از كنيزش را آزاد ساخته و پس از آن او را متهم به زنا كرده است ، پرسيدم . حمزة بن حمران گويد : حضرت فرمود :
من پنجاه تازيانه بر اين مرد مىبينم و او از كار خويش بايد استغفار كند . پرسيدم : نظر شما چيست ، اگر كنيز وى را از بابت متهم كردن او حلال سازد و از وى عفو كند ؟ حضرت فرمود : اگر كنيز از وى پيش از آن كه او را نزد حاكم ببرد ، عفو كند ، زدن بر او ثابت نيست . پرسيدم : آيا كنيز سرش را آن زمان كه نيمىاش آزاد است ، از وى مىپوشاند ؟ حضرت فرمود : آرى و نيز كنيز در حالى كه سرش خمار دارد و پوشيده است ، نماز مىگزارد ولى نمىتواند ازدواج كند . تا اين كه آنچه از كنيزى دارد بپردازد ، يا آن كه نيم ديگرش را هم آزاد كند » .
محمد بن الحسن [ شيخ طوسى رحمه الله ] گويد : « آنچه ابتداى روايت بر آن مشتمل است كه مرد ، كنيز را در حالى كه نيمى از آن آزاد شود متهم مىسازد ، بر اين حمل مىشود كه مرد پنج هشتم كنيز را آزاد ساخته است ؛ چرا كه به اين شكل ، سزاوار پنجاه تازيانه مىشود و اما اگر نيمهء مساوى را آزاد كرده باشد ، بر مرد بيش از چهل تازيانه نيست ؛ چرا كه چهل ، نيمى از حدّ است و نيز مىتواند آن مرد چهل تازيانه را در برابر آنچه از كنيز آزاد كرده ، استحقاق داشته باشد و مازاد بر چهل تا ، به جهت تعزير باشد ؛ چرا كه هر كس بردهاى را متهم سازد ، استحقاق تعزير دارد . اگرچه استحقاق حدّ نداشته باشد ، آن گونه كه توضيح دادهايم » .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 797
مساهمون: السيد البروجردي
ص٧٩٧