تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣
راوى گويد : مرد دست زن و دختر را گرفت و هر دو را آورد تا آن كه در جلوى اميرالمؤمنين عليه السلام آن دو را نشاند و همهء ماجرا را به حضرت گزارش كرد و زن نيز خود به اين قضيه اعتراف كرد . راوى گويد : و امام حسن عليه السلام در پيش روى پدرشان بودند . اميرالمؤمنين عليه السلام به وى فرمود : تو در اين قضيه قضاوت كن . امام حسن عليه السلام گفت : باشد . حدّ بر زن ثابت است ؛ چرا كه دختر را متهم ساخته است و بر زن قيمت ثابت است ؛ چرا كه بكارت دختر را از بين برده است . راوى گويد : اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : درست قضاوت كردى . پس از آن اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : آگاه باش كه اگر شتر مكلّف به آسياب كردن شود ، آن كار را انجام مىدهد » ! [ كنايه از اين كه امام حسن عليه السلام در موقع خودش به حكم دربارهء مردمان مىپردازد ] . 1262 - 46510 - ( 5 ) دو دخترك داخل حمام شده بودند و يكى پردهء بكارت ديگرى را با انگشتش پاره كرده بود . آن دو را نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آوردند . حضرت حكم داد كه آن كس را كه چنين كرده است ، زخمى كنند و مقدارى بزنند . 1263 - 46511 - ( 6 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود : « اگر كسى به زور كنيزى را بگيرد و بكارت او را از بين ببرد ، بر اوست يك دهم قيمت آن و اگر آزاد است ، مهر كنيز بر آن كس است » .

ارجاعات

گذشت :

در روايات باب هجده از ابواب مهور ، رواياتى كه بر اين مفاد دلالت دارد و در روايت يكم از باب سى و هشتم از ابواب قضاء ، فرمودهء امام معصوم عليه السلام كه : « زن ترسيد كه شوهرش با آن دختر ازدواج كند . زنانى را طلبيد تا دختر را بگيرند و خود با انگشتش بكارت دختر را پاره كرد . تا اين كه اميرالمؤمنين عليه السلام بر زن ، حدّ تهمت زننده را واجب كرد و بر زنان همگى عقر [ / ديهء بكارت ] را واجب ساخت و ديهء بكارت آن دختر را چهار صد درهم قرار داد و دستور داد كه زن را از مرد دور كنند و شوهرش وى را طلاق دهد و دختر را به ازدواج مرد درآورد و اميرالمؤمنين عليه السلام از طرف مرد ، مهر را پرداخت » .