1223 - 46471 - ( 12 ) امام صادق عليه السلام از پدرشان از پدرانشان عليهم السلام روايت كردهاند كه : « مردى را كه با او در پشتش آميزش شده بود ، نزد عمر آوردند . خواست تا او را تازيانه بزند . به شهود گفت : آيا ديديد كه چون ميل در سرمهدان وارد كند ؟ گفتند : آرى . عمر به اميرالمؤمنين على عليه السلام گفت : شما در اين مورد چه نظر داريد ؟ حضرت آن مردى را كه با اين شخص آميزش كرده بود ، طلبيد ولى او را نيافت . پس از آن ، حضرت فرمود : نظر من اين است كه گردنش زده شود . عمر دستور داد و گردنش زده شد . سپس امام على عليه السلام فرمود : او را تحويل بگيريد ؛ كيفر ديگرى برايش مانده است . پرسيدند : آن كيفر چيست ؟
حضرت فرمود : دستهاى هيزم بياوريد . عمر دستهاى هيزم خواست . حضرت مرد را در آن دسته هيزم پيچيد . آنگاه آن را بيرون برد و با آتش سوزاند . امام صادق عليه السلام بيان داشت : پس از آن ، اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : خداوند بندگانى دارد كه در پشتهاىشان رحمهايى چون رحم زنان است .
عمر گفت : پس چرا در اين رحمها باردار نمىشوند ؟ حضرت فرمود : چون اين رحمها وارونه است و اينان در پشتهاىشان غدههايى چون غدهء شتر است ؛ هر زمان كه حركت كند ، آنان به هيجان درآيند و هر زمان كه آرام گيرد ، آنان نيز آرام گيرند » .
1224 - 46472 - ( 13 ) عبدالرحمن عرزمى گويد : « از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : در زمان رياست عمر ، مردى را با مردى يافتند . يكى گريخت و ديگرى را دستگير كردند . او را نزد عمر آوردند . عمر به مردم گفت : شما چه نظرى داريد ؟ امام صادق عليه السلام فرمود : يكى گفت : چنين كن و ديگرى گفت :
چنان كن . امام صادق عليه السلام فرمود : عمر گفت : شما اى ابوالحسن ، چه مىگوييد ؟ حضرت فرمود : گردنش را بزن . او هم گردن مرد را زد . پس از آن عمر خواست تا مرد را بردارد . حضرت فرمود : دست نگه دار ؛ چيزى از حدود اين مرد باقى مانده است . عمر پرسيد : چه چيزى باقى مانده ؟ حضرت فرمود : هيزمى طلب كن . عمر هيزم خواست . اميرالمؤمنين على عليه السلام دستور داد تا مرد با هيزم سوزانده شود » .
1225 - 46473 - ( 14 ) راوى گويد : « از او دربارهء دو نفر كه تفخيذ [ / مالش ران به ران جهت لذت جنسى ] مىكنند ، پرسيدم . حضرت فرمود : حدّ اين دو مانند حدّ زناكار است و اگر يكى از اين دو [ فاعل ] بر ديگرى مباشرت جنسى كند ، يك ضربه شمشير بر او زده مىشود كه با اين كار قتل وى اراده مىشود و هرچه از او گرفته شود ، سلب مىشود و آنچه كه باقى بماند ، رها شده و مفعول با آتش سوزانده مىشود .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 763
مساهمون: السيد البروجردي
ص٧٦٣