باب 43 حكم كسى كه خودارضايى مىكند
1195 - 46443 - ( 1 ) مردى را كه با آلت تناسلى خويش بازى كرده تا اين كه انزال شد ، نزد اميرالمؤمنين عليه السلام بردند .
حضرت دست او را با شلاق زد تا آن كه سرخ شد . [ راوى گويد ] : « من نمىدانم جز اين كه ، حضرت باقر عليه السلام فرمود : اميرالمؤمنين عليه السلام او را با پول بيتالمال مسلمانان زن داد » .
1196 - 46444 - ( 2 ) روايت شده است كه : « مردى در زمان اميرالمؤمنين عليه السلام استمنا كرد . اين خبر به امام رسيد .
حضرت دستور داد كه بر دستش با شلاق بزنند تا سرخ شود . پس از آن حضرت دربارهء او پرسيد : آيا همسر دارد يا عزب و بىهمسر است ؟ پس دانست كه بىهمسر است . حضرت او را به ازدواج امر كرد .
او به حضرت گفت كه به خاطر فقرش دستش به ازدواج باز نيست . حضرت او را از كارى كه كرده بود ، توبه و او را زن داد و مهر زن را از بيتالمال قرار داد [ تا پايان خبر ] » .
1197 - 46445 - ( 3 ) از امام صادق عليه السلام دربارهء استمنا سؤال شد . حضرت فرمود : « گناه بزرگى است كه خداوند از آن در كتابش نهى كرده است و استمنا كننده چونان كسى است كه با خويش جماع مىكند و اگر من باخبر شوم از كسى كه اين كار را انجام مىدهد ، با او همغذا نخواهم شد . سائل پرسيد : اى پسر رسول خدا ، برايم توضيح دهيد آنچه از كتاب خدا دربارهء استمناست . حضرت بيان داشت : فرمودهء خدا كه : « و كسانى كه غير از اين طريق را طلب كنند ، تجاوزگرند » .
« 1 » و استمنا از غير اين طريق است . مرد پرسيد :
كدام بزرگتر است ، زنا يا استمنا ؟ حضرت فرمود : استمنا گناه بزرگى است . گويندهاى خواهد گفت كه بعضى از گناهان سبكتر از بعضى است ولى همهء گناهان نزد خدا بزرگ است ؛ چرا كه همه معاصى خداست و خداوند دوست ندارد كه بندگانش گناه كنند و خداوند ما را از اين بازداشته است ؛ چرا كه كار شيطان است و خداوند فرموده است : « پرستش شيطان نكنيد . شيطان دشمن شماست . او را دشمن بگيريد . شيطان گروهش را دعوت مىكند تا از ياران آتش باشند » . « 2 »
1198 - 46446 - ( 4 ) حسين بن زراره گويد : « از امام باقر عليه السلام دربارهء مردى كه با آلت تناسلى خود بازى مىكند تا آن كه انزال منى مىكند ، پرسيدم . حضرت فرمود : اشكالى ندارد و اين او را به چيزى نمىرساند » .
شيخ طوسى رحمه الله در تهذيب گويد : « توجيه اين روايت آن است كه ، با استمنا به حدّ مشخصى كه نتوان خلاف آن كرد نمىرسد ؛ چرا كه حكم اگر در آن تعزير باشد ، آن در اختيار امام است و او آن گونه كه تشخيص مىدهد ، در آن حال عمل مىكند » .
هامش
( 1 ) . مؤمنون 23 / 7 .
( 2 ) . فاطر 35 / 6 .