باب 31 حكم زناى مرد و زن ديوانه و كمعقل
1148 - 46396 - ( 1 ) محمد بن مسلم گويد : « امام باقر يا امام صادق عليه السلام دربارهء زن ديوانهاى كه زنا داده است ، فرمود : آن زن ديوانه اختيار خويش را ندارد و چيزى بر او نيست » .
1149 - 46397 - ( 2 ) در روايتى طولانى دربارهء مناظرهء ابوجعفر مؤمنالطاق با ابوحنيفه آمده : « تا آنجا كه ابوجعفر مؤمنالطاق در نقل ندانمكارىهاى عمر مىگويد : زن ديوانهاى را آوردند كه زنا داده است . عمر دستور سنگسار كردن وى را صادر كرد . اميرالمؤمنين على عليه السلام به وى گفت : آيا نمىدانى كه قلم تكليف از ديوانه تا آن زمان كه سلامت يابد ، برداشته شده است ؟ عمر گفت : اگر على نبود ، عمر هلاك مىشد » .
1150 - 46398 - ( 3 ) ابان بن تغلب گويد : « امام صادق عليه السلام فرمود : اگر مرد ديوانه يا كم عقل زنا كند ، حدّ مىخورد و اگر محصن باشد ، سنگسار مىشود . پرسيدم : چه فرقى است بين مرد ديوانه و زن ديوانه و نيز بين مرد كم عقل و زن كم عقل ؟ حضرت فرمود : به زن تجاوز و تعرّض مىشود ولى مرد تجاوز و تعرّض مىكند و تنها زمانى مرد زنا مىكند كه مىفهمد چگونه لذت برد . ولى زن مجبور مىشود و با او انجام مىشود در حالى كه نمىفهمد با او چه مىكنند » .
1151 - 46399 - ( 4 ) زمانى كه زنى ديوانه زنا دهد ، حدّ نمىخورد ولى اگر مرد ديوانه زنا كند ، حدّ مىخورد .
ارجاعات
گذشت :
در روايات باب دهم از ابواب احكام عمومى حدود و ارجاعات ذيل آن ، رواياتى كه بر اين مفاد دلالت دارد ؛ مراجعه كنيد .
و در روايت بيست و چهارم از باب يكم [ از ابواب حدّ زنا ] اين گفته كه : « پنج نفر را كه در ارتباط با زنا دستگير كرده بودند ، نزد عمر آوردند . او دستور داد تا بر هر كدامشان حدّ جارى شود . تا آنجا كه گويد : و اميرالمؤمنين على عليه السلام نفر پنجم را آورد و او را تعزير كرد . عمر شگفتزده شد ! و مردم نيز از كار حضرت شگفتزده شدند ! عمر گفت : اى ابوالحسن ، پنج نفر را در يك جريان ، پنج گونه حدّ كه هيچ كدام مشابه ديگرى نبود بر آنان جارى كردى ؟ تا آنجا كه حضرت فرمود : و اما نفر پنجم ديوانهاى است كه عقلش در اختيارش نيست » .
و در روايت بيست و پنج ، اين گفته كه : « نفر پنجم را آورد و او را تعزير كرد و اما نفر ششم را آزاد كرد . عمر شگفتزده شد و مردم متحيّر ماندند ! عمر گفت : اى ابوالحسن ، شش نفر در يك جريان و پنج نوع كيفر كه هيچ كدام شبيه ديگرى نيست ؟ حضرت فرمود : آرى ، تا آنجا كه حضرت فرمود : و اما نفر ششم ديوانهاى است كه عقلش در اختيارش نيست و تكليف از او ساقط است » و بنگر باب بعدى را .