تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
1128 - 46376 - ( 6 ) امام باقر عليه السلام بيان داشت : « اميرالمؤمنين عليه السلام دربارهء كنيز مكاتبى كه زنا داده بود ، حكم داد و فرمود : ملاحظه مىشود به آنچه از ميزان مكاتبه‌اش اخذ شده است كه بدين ميزان ، حدّ آزاد زده مىشود و آنچه از كنيز پرداخت نشده است ، حدّ كنيز مىخورد و نيز حضرت دربارهء كنيز مكاتبه‌اى كه زنا داده است - در حالى كه سه چهارم وى آزاد شده و يك چهارم آن مانده است - فرمود : سه چهارم حدّ به حساب زن آزاد بر پايهء صد تازيانه مىخورد كه مقدار آن هفتاد و پنج تازيانه مىشود و يك چهارم كنيز به حساب پنجاه تازيانهء كنيز - يعنى مقدار آن دوازده و نيم تازيانه - مجموعا هشتاد و هفت و نيم تازيانه مىشود و امام عليه السلام از اين كه كنيز مكاتب را - پيش از آن كه آزادىاش مشخص شود - سنگسار و او را تبعيد كنند ، امتناع مىورزيد » . متن روايت در تهذيب . در تهذيب از امام باقر عليه السلام مشابه همين روايت آمده است ؛ تنها با اين افزودگى كه حضرت فرمود : « تازيانه از نيمهء آن گرفته و با آن زده مىشود و همچنين است كمتر و بيشتر » . 1129 - 46377 - ( 7 ) امام صادق عليه السلام دربارهء برده‌اى كه مشترك ميان دو نفر است و يكى از اين دو سهم خود را آزاد كرده است و پس از آن ، برده مرتكب حدّى از حدود خداوند عز و جل شد ، فرمود : « برده زمانى كه نيمى از آن آزاد شده و به قيمت رسيده است ، نيمى از حدّ آزاد و نيمى از حدّ برده بر او زده مىشود و اگر به قيمت نرسيده ، او برده است و حدّ برده را مىخورد » . 1130 - 46378 - ( 8 ) روايت كرده‌اند كه كنيز مكاتبه‌اى در زمان عثمان زنا داد - در حالى كه سه چهارمش آزاد شده بود . عثمان از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد . حضرت فرمود : « بخشى از كنيز به حساب آزاد و بخشى از آن به حساب برده تازيانه مىخورد . از زيدبن ثابت سؤال شد ، او گفت : به حساب برده تازيانه زده مىشود . اميرالمؤمنين عليه السلام به وى فرمود : چگونه اين كنيز به حساب برده تازيانه مىخورد ، با اين كه سه چهارمش آزاد شده است ! چرا او را به حساب آزاد تازيانه نمىزنى ؟ آزادى كه در اين برده بيشتر است ؟ زيد گفت : اگر چنين بود ، مىبايست ارث دادن به اين كنيز هم بر پايهء آزادى باشد . اميرالمؤمنين عليه السلام به زيد فرمود : آرى ، اين هم ثابت است . در اينجا زيد مجاب و ساكت شد ولى عثمان با اميرالمؤمنين عليه السلام مخالفت ورزيد و نظر زيد را پذيرفت و با اين كه حجت بر وى تمام شده بود به آنچه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود ، گوش نداد و مشابه‌هاى اين داستان نيز هست كه با ذكر آن ، كتاب طولانى و سخن پراكنده مىشود » .