كتاب قضاء
ابواب قضاء ، : كسى كه حقّ قضاوت دارد و كسى كه ندارد و وظيفهء قاضى
باب 1 اختصاص منصب قضاوت به پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام و منصوبين از طرف آنان
و اموال يكديگر را به باطل ( و ناحق ) در ميان خود نخوريد و براى خوردن بخشى از اموال مردم به گناه ( قسمتى از ) آن را ( به عنوان رشوه ) به قضات ندهيد در حالى كه مىدانيد ( اين كار گناه است ) .
« 1 » مردم ( در آغاز ) يك دسته بودند ( و تضادّى ميان آنها وجود نداشت به تدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايى در ميان آنها پيدا شد . در اين حال ) خداوند ، پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت و بيم دهند ، كتاب آسمانى كه به حقّ دعوت مىكرد براى آنها نازل كرد تا در ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند داورى كنند ( افراد باايمان در آن اختلاف نكردند ) تنها ( گروهى از ) كسانى كه كتاب را دريافت كرده بودند و نشانههاى روشن به آنها رسيده بود بهخاطر انحراف از حق و ستمگرى در آن اختلاف كردند . خداوند آنهايى را كه ايمان آورده بودند به حقيقت آنچه مورد اختلاف بود به فرمان خودش رهبرى نمود ( اما افراد بىايمان همچنان در گمراهى و اختلاف باقى ماندند ) و خدا هر كس را بخواهد به راه راست هدايت مىكند . « 2 »
آيا نديدى كسانى را كه بهرهاى از كتاب ( آسمانى ) داشتند به سوى كتاب الهى دعوت شدند تا در ميان آنها قضاوت كنند سپس گروهى از آنان ( با علم و آگاهى ) روى مىگردانند در حالى كه ( از قبول حق ) اعراض دارند . « 3 »
هامش
( 1 ) . بقره 2 / 188 .
( 2 ) . بقره 2 / 213 .
( 3 ) . آل عمران 3 / 23 .