819 - 46065 - ( 11 ) مردى نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و به سرقت اقرار و اعتراف كرد . اميرالمؤمنين عليه السلام به وى فرمود « آيا چيزى از كتاب خدا را مىتوانى بخوانى ؟ گفت : آرى ، سورهء بقره را . حضرت فرمود : دستت را به خاطر سورهء بقره بخشيدم . اشعث گفت : آيا حدّى از حدود خدا را تعطيل مىكنى ؟ حضرت فرمود : تو چه مىدانى اين چيست ؟ اگر بيّنه قائم شود ، امام حقّ ندارد كه عفو كند ولى اگر مرد خود عليه خويش اقرار كرده است ، پس آن در اختيار امام است . اگر بخواهد ، عفو و اگر بخواهد قطع مىكند » .
820 - 46066 - ( 12 ) سماعه گويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء مردى كه ديگرى را به زنا متهم ساخته است و متهم وى را بخشيده و او را از اين جهت حلال كرده ولى بعدا نظرش تغيير مىكند و مىخواهد او را نزد امام ببرد تا وى را تازيانه زند ، پرسيدم . حضرت فرمود : پس از عفو ، حقّ حدّ زدن ندارد . به امام گفتم :
نظرتان چيست اگر او بگويد : اى پسر زناكار و آن شخص از وى عفو كند و او را براى خدا رها سازد ؟
حضرت فرمود : اگر مادر اين شخص زنده است ، براى آن كس حقّ عفو نيست . عفو در اختيار مادر اوست و هر زمان كه مادر بخواهد ، مىتواند حقّ خويش را بگيرد . امام افزود : و اگر مادرش مرده است ، اين شخص عهدهدار امور مادر و عفوش نافذ است » .
821 - 46067 - ( 13 ) امام صادق عليه السلام فرمود : « هر كس كه از حدّى كه به نفع وى ثابت شده است عفو كند ، حقّ ندارد پس از آن كه عفو كرده ، رجوع كند . »
باب 15 حدّ تازيانه در زمستان و تابستان
822 - 46068 - ( 1 ) هشام بن احمر گويد : « امام موسى بن جعفر عليه السلام در مسجد نشسته بود و من همراهشان بودم .
حضرت صداى مردى را شنيد كه در زمان نماز صبح - در يك روز بسيار سرد - او را مىزنند . حضرت پرسيد : اين چيست ؟ گفتند : مردى است كه تازيانه مىخورد . حضرت فرمود : سبحان الله ! در چنين ساعتى ! كسى در هيچ يك از حدود در زمستان ، جز در گرمترين زمان روز و در تابستان نيز جز در سردترين وقت روز تازيانه نمىخورد » .