تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩

باب 9 عدم اجراى حدّ بر كسى كه جرم حدّدار مرتكب شود و قبل از مؤاخذه توبه كند ؛

772 - 46018 - ( 1 ) امام صادق عليه السلام فرمود : سارق اگر خودش به سوى خداوند عز و جل بازگردد و آنچه سرقت كرده به صاحبش بازگرداند ، ديگر بريدن دست ندارد » . 773 - 46019 - ( 2 ) راوى گويد : « مردى در كوفه خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام رسيد و گفت : اى اميرالمؤمنين ، من زنا كرده‌ام ؛ پاكم ساز . حضرت پرسيد : ازچه قومى هستى ؟ گفت : از مزينه‌ام . حضرت فرمود : آيا چيزى از قرآن مىدانى ؟ آن مرد گفت : آرى . حضرت فرمود : بخوان . آن مرد خواند و زيبا خواند . حضرت پرسيد : آيا ديوانگى در تو هست ؟ آن مرد گفت : نه . حضرت فرمود : برو تا درباره‌ات تحقيق كنم . آن مرد رفت و پس از مدتى نزد امام عليه السلام آمد و گفت : اى اميرالمؤمنين ، من زنا كرده‌ام ؛ پاكم ساز . حضرت پرسيد : آيا همسردارى ؟ آن مرد گفت : آرى . حضرت پرسيد : همسرت با تو در همين شهر اقامت مىكند ؟ آن مرد گفت : آرى . راوى گويد : اميرالمؤمنين عليه السلام به او دستور داد و او رفت و حضرت فرمود : تا ما درباره‌ات تحقيق كنيم . آن‌گاه حضرت كس ، نزد قوم اين مرد فرستاد و از وى جويا شد . آنان گفتند : اى اميرالمؤمنين ، او عقل درستى دارد . آن مرد براى بار سوم نزد امام بازگشت و چون سخن گذشته‌اش را براى حضرت تكرار كرد ، حضرت به او فرمود : برو تا درباره‌ات پرسش كنيم . باز براى بار چهارم نزد امام آمد و چون اقرار كرد ، اميرالمؤمنين عليه السلام به قنبر دستور داد تا از وى مراقبت كند . آن‌گاه حضرت به خشم آمد و سپس فرمود : چقدر قبيح است براى فردى از شما كه يكى از اين كارهاى زشت را انجام مىدهد و در پى آن خويش را در برابر مردم رسوا مىسازد ! چرا در خانه‌اش توبه نكرد ! به خدا سوگند ! توبه‌اش در نهان خويش با خدا بالاتر از اين است كه بر او حدّ جارى سازم . آن‌گاه حضرت او را بيرون برد و در ميان مردم فرياد زد : اى گروه مسلمانان ، بيرون آييد تا حدّ بر اين مرد اجرا شود ولى كسى رفيقش را نشناسد . آن‌گاه حضرت وى را به بيابان برد . آن مرد به امام گفت : يا اميرالمؤمنين ، به من مهلت دهيد تا دو ركعت نماز بگزارم . پس از نماز ، حضرت وى را در گودالش گذاشت و رو به سوى مردم كرد و فرمود : اى گروه مسلمانان ، اين حدّ ، حقّى است از حقوق خداوند عز و جل پس هر كس كه براى خدا بر عهده‌اش حقّى است بازگردد و كسى كه در عهده‌اش براى خدا حدّى است ، حدود خدا را جارى نسازد . مردم همه بازگشتند و امام على و امام حسن و امام حسين عليه السلام ماندند .