تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
735 - 45981 - ( 5 ) عنبسة بن مصعب گويد : « از امام صادق عليه السلام پرسيدم : اگر كنيزم زنا داد ، او را حدّ بزنم ؟ حضرت فرمود : آرى ، ولى بايد اين كار را در نهان انجام دهى ؛ چرا كه من از ناحيهء حاكم بر تو بيم دارم » . همين روايت در كافى آمده . عنبسة بن مصعب العابد گويد : « از امام صادق عليه السلام پرسيدم : كنيزى داشتم ، او زنا داد . بر وى حدّ جارى بسازم ؟ حضرت فرمود : آرى ، ولى بايد كه اجراى حدّ به دليل رعايت حال حاكم ، در نهان باشد » . 736 - 45982 - ( 6 ) ابواسحاق گويد : « از امام كاظم عليه السلام دربارهء مرد زناكارى كه نزد وى زن شرافتمند يا كنيزى هست كه با وى آميزش مىكند ، پرسيدم . حضرت فرمود : اين همان بىنيازى است ؛ چرا كه نزدش كسى هست كه وى را از زنا بىنياز سازد . پرسيدم : اگر اين مرد چنين گويد كه با كنيز آميزش نمىكند ؟ حضرت فرمود : آنچه موجب بىنيازى است ، حضور زن دائمى در نزد وى است و هر كنيزى كه زنا دهد ، مولايش او را حدّ مىزند و اگر فرزندى آورد ، فرزندش را مىفروشد و آن را در حج يا غير آن كه مىخواهد ، مصرف مىكند » . 737 - 45983 - ( 7 ) اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « كنيز خدمتكار خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله كار زشتى كرد . حضرت فرمود : اى على ، برو و حدّ بر وى جارى كن . من آن كنيز خدمتكار را بردم ولى ديدم كه از او پيوسته خون مىرود . پيامبر صلى الله عليه و آله را در جريان گذاشتم . حضرت فرمود : رهايش ساز تا خونش قطع شود ، آن‌گاه حدّ را بر او جارى كن و حدود را بر مملوكان خويش جارى سازيد » . 738 - 45984 - ( 8 ) على بن جعفر گويد : « از برادرم موسى بن جعفر عليه السلام پرسيدم : آيا شايسته است مردى مملوك خود را در مورد گناهى كه مرتكب شده است بزند ؟ حضرت فرمود : به اندازهء گناهش او را بزند . اگر زنا كرد ، تازيانه بزند و اگر غير از زنا بود ، باز به اندازهء گناهش يك تازيانه ، دو تازيانه و مانند آن و در مجازات ، افراط و زياده روى نكند » . 739 - 45985 - ( 9 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود : « خدمتكار مملوكت را در مورد معصيت خداوند عز و جل بزن ولى در ارتباط با جرمى كه نسبت به تو دارد ، عفو كن » . 740 - 45986 - ( 10 ) اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود : « خدمتكار مملوكت را اگر معصيت خدا كرد ، بزن ولى اگر معصيت تو را كرد ، از او درگذر » .